تبليغاتX
موضوعات

دانلود نرم افزار والپیپر ها و عکس ها دانلود رایگان فیلم مقاله ها و آموزش ها اینترنت و دانلود کتاب PDF هنر و گرافیک کامپیوتری سرگرمی و دانلود بازی موبایل
تاریخ ایران

تاریخ ایران

دانلود رایگان

مقاله , آموزش , علمی , تاریخی


PMEDIA/مقاله , آموزش , علمی , تاریخی/


بخش ششم ـ شاهنشاهی ساسانی

تشکیل شاهنشاهی ساسانی توسط اردشیر پاپکان
پیدا آمدن اردشیر پاپکان در پارس و برنامه‌های او برای احیای شکوه ایران و ایرانی
براندازی پادشاهی درحال احتضار پارتیان توسط اردشیر بابکان
تشکیل شاهنشاهی بزرگ پارسی
اقدامات اصلاحی و عمرانی و دینی و سیاسی اجتماعی اردشیر بابکان در کشور
اردشیر بابکان گفه: «
دین و دولت دو همزادند که هیچ‌کدام از دیگری بی‌نیاز نتواند شد. دین شالودۀ دولت است و دولت نگهبان دین. این یک اگر شالوده نداشته باشد فرو خواهد ریخت، و آن یک اگر نگاهبان نداشته باشد از میان خواهد رفت»
از آنجا که شادزیستی یکی از پایه‌های اساسی دین مزدایَسنَه بود و بزم شادی و ساز و آواز و رقص از جملۀ کارهای نیکی شمرده می‌شد که باعث خشنودی خدا است، اردشیر بابکان در ترتیباتی که وضع کرد مقرر نمود که پنج‌روزِ هفته برای کشورداری و کار و فعالیت باشد ‌و دو روزش برای بزمِ شادی و می‌گساری و خوش‌گذرانی.


شاپور اول
جنگهای ایران و روم در زمان شاپور اول و شکستهای رومیان تجاوزکار
قیصر فیلیپ (معروف به‌فیلیپ عرب) در سال ۲۴۳ از کت‌پتوکه به ارمنستان لشکرکشی کرد. شاپور برای دفاع از ارمنستان به‌جنگ قیصر شتافت. قیصر به‌سختی شکست یافت. شاپور وی‌را اسیر و غرامت جنگی بر او تحمیل کرد و مجبور به‌انعقادِ معاهدۀ صلحی کرد که طبق آن دولت روم تعهد می‌سپرد که در آینده متعرض مرزهای ایران نشود. دولت روم همچنین در این معاهده پذیرفت که ارمنستان یک شهریاریِ خودمختارِ تابع ایران است (سال ۳۴۴م).
ولی این معاهده مثل همۀ معاهده‌های نقض‌شدۀ گذشته در اثر نقض‌پیمان دولت روم چندان دوام نیافت. قیصر والیریانوس درسال ۲۵۹م به‌میان‌رودان لشکر کشید. شاپور در این‌زمان در شرق کشور درگیر فرونشاندن شورشی بود که تورانیانِ جنوب افغانستان کنونی (پختونها) به‌راه افکنده بودند. رومیانْ میان‌رودان را گرفتند و گویا در خوزستان نیز پیشروی کردند و شهر گوَندشاپور (جندی‌شاپور) را تخریب کردند. شاپور پس از آرام کردنِ شرق کشور به‌مقابلۀ تجاوزگران شتافت، قیصر را در میان‌رودان شکست داده اسیر کرد، سپاهیان رومی از میان‌رودان گریختند، و شاپور آنها را تعقیب کرده در شام پیش‌روی کرد؛ انتاکیه که پایتخت شرقی امپراتوری روم بود را گرفت، سپس به‌درون اناتولی پیش‌روی کرده کت‌پتوکَه را گرفت تا احتمالِ لشکرکشی متقابل رومیان از اناتولی و کت‌پتوکه به‌ارمنستان را ازمیان برداشته باشد.
بازگشت شکوه ایران در زمان شاپور اول


احیای فکر دینی در ایران و ظهور مانی پیامبر تبلیغ‌گر رنج‌کشی و محرومیت
مانی در روز ۲۵ فروردین‌ماه سال 215م در سرزمینِ بابل در یک خانوادۀ اهل یکی از روستاهای منطقۀ آرامی‌نشین کسکر (اکنون واسط در جنوب عراق) متولد شد. ما نمی‌دانیم که پدر و مادر مانی چه نامی به‌او داده بوده‌اند. «مانی حَیّا» صفتی است که خود مانی پس از بعثتش برای خودش تعیین کرده بوده و عبارتی است آرامی به‌معنای «کشتی زندگانی» (به‌عربی: سَفینَةُ الحَیاة).
مانی پیش از آنکه به ۱۲ سالگی رسیده باشد سه بار به معراج برده شد. در سن ۱۲ سالگی نخستین بار فرشتۀ وحی به نزدش آمد. چون به ۲۴ سالگی رسید نخستین پیام آسمان برای آغاز رسالتش را دریافت کرد (سال ۲۳۹م). آن‌گونه که خودش بعدها نوشته، فرشتۀ وحی به‌نزدش آمده به‌او گفت: «
سلام بر تو، ای مانی از من و از پروردگار که مرا به‌نزد تو فرستاده است. او که «وَررَوان بَغ‌اِستَه» (روح اعلی و خدای حقیقی) است تو را برای تبلیغ رسالتْ برگزیده و این مأموریت را به‌تو سپرده است. او به‌تو فرمان می‌دهد که رسالت خویش را آشکار سازی و نوید حق را به‌مردم برسانی، و در این راه هرچه در توان داری به‌کار ببندی.»
پرکاریِ مانی در بیان تعالیمش، بیان مسحورکننده‌اش، قدرتش در اقناع، و قدرتش در سازماندهی پیروان که از نوشته‌های سنتی پیدا است مطالعه‌گر را حقیقتًا به‌شگفتی می‌اندازد.
تعالیم مانی ـ تشکیلات مانوی ـ تأثیر دین مانی در افکار دینی مردم خاورمیانه
دین مانی در سدۀ چهارم مسیحی از حد ترکستان چین تا شمال آفریقا و از اناتولی تا اسپانیا گسترده بود. در ایتالیا و کشور گال (فرانسه) پیروان مانی در همه‌جا گسترده بودند. در مصر به دین سراسری تبدیل شده بود. در کشور توران (شامل کویته و خضدار در پاکستان کنونی) دین رسمی بود، و به‌زودی در کشور اویغور (غرب چین) تبدیل به‌آئین سلطنتی و رسمی شد.


قدرت‌گیری فقیهان در ایران، و نابسامانی سیاسی در کشور
طبقۀ نوظهور مغان پس از شاپور اول تبدیل به یک کاستِ اقتدارطلب و سلطه‌جو شد. مغان با تشکیلات تارِعنکبوتی‌ئی که در سراسر کشور ایجاد کرده بودند چنان نفوذ و سلطه‌ئی یافتند که دستگاه سلطه‌شان کمتر از دستگاه سلطنت ساسانی نبود. آنها خودشان را جانشینان خدا در کشور پنداشتند و برآن شدند که خواسته‌های خودشان را به‌عنوان ارادۀ خدا بر مردم تحمیل کنند. آنها در عین برخورداری از درآمدهای موقوفاتی که به‌امر اردشیر و شاپور در اختیار آذرگاهها قرار گرفت، به‌فکر افتادند که با استفاده از این فرصت تاریخیْ راههای درآمد بیشتری را نیز بیابند. دومین راه درآمد برای این طبقه ۔علاوه بر درآمد موقوفات۔ نذورات و صدقاتی بود که مغان برای حصول آنها چاره‌هائی ابداع کردند و مردم ساده‌اندیش را برآن داشتند که به‌عناوین گوناگون بخشهائی از درآمدهایشان را با طیب خاطر به‌آذرگاه ۔و در حقیقت به‌مغان۔ بپردازند. مغان با شگردهای خاصی که مخصوص متولیانِ همۀ ادیان تاریخ برای بهره‌کشی از توده‌های عامی است، یک سلسله احکام شرعی وضع کردند که مردم را وامی‌داشت تا برای پاک شدن از گناهانشان هرگاه و بی‌گاه مبالغی را تحت نام کفاره‌های گوناگونی که مغان مقرر کرده بودند به‌آذرگاه تقدیم دارند. دو نسل پس از اردشیر بابکان، تشکیلات مغان، با قدرت بسیار زیاد و برخوردار از امتیازات مادی و نفوذ معنوی فوق‌العاده در کشور، حالت یک دولت در دولت را داشت و در موازات خاندان حکومتگر ساسانی سرنوشت جامعه را در چنگال گرفته بود. با افتادن سرپرستیِ دستگاه دینی کشور به‌دست مؤبد کرتیر ۔که انحصارطلب‌ترین و اقتدارگراترین فقیه تاریخ ساسانی است۔ امتیازات طبقۀ مغان به‌بیشترین حد خود رسید؛ و چنانکه کرتیر در سنگنبشته‌اش تصریح می‌کند، اقدامات او همه‌گونه رفاه و قدرت را برای مغان به‌ارمغان آورد و راههای درآمدهای سرشاری را بر رویشان گشود. سیاستهای انحصارگرایانۀ مذهبیِ کرتیر باعث اختلافات شدید در میان ایرانیان شد و دولت را تضعیف کرد و جنگهای ایران و روم را به‌راه انداخت که خسارتهای بسیاری برای کشور به‌دنبال آورد، و آمیدا و حران و نصیبین توسط رومیان اشغال شد و تا زمان روی کار آمدن شاپور دوم در اشغال رومیان ماند.
تدوین فقه رسمی در یران
نقش اردوی راج مؤبد در تدوین فقه رسمی ـ نگاهی به اردوی راج نامه


شاپور دوم (شاپور ذوالأکتاف)
جنگهای دلیرانه و جانبازانه‌ی شاپور دوم با رومیان در دفاع از مرزهای کشور و شکستهای رومیان متجاوز در آمیدا و نصیبین
سرکوب قبایل عرب که در تلاش ورود به درون سرزمینهای عراق بودند

یادداشتهای یک وقایع‌نگار دربار روم از دیده‌های شخصش درباره رشادتهای شاپور دوم در راه شکو بخشیدن به ایران و ایرانی:
«شاپور در
نزدیکی شهر از سپاهیانش جدا شد و در حالی‌که نگهبانانش اورا همراهی می‌کردند، سواره در آرامش کامل و اعتماد به‌نفس عجیبی به‌سوی دروازۀ شهر به‌راه افتاد. او بی‌باکانه، چندان به‌دروازه نزدیک شد که خطوط چهره‌اش را ما می‌توانستیم تشخیص بدهیم. به‌یک‌باره تیرها و زوبینها از این‌سو توسط مدافعان شهر از فراز برجها برسرش باریدن گرفت، و اگر ابری از گرد و غبار وی‌را از نظر تیراندازان نپوشانده بود حتمًا از پا درمی‌آمد. فقط ردایش را پیکان از هم دراند، و او و همراهانش با همان آرامشی که به‌شهر نزدیک شده بودند به‌لشکرگاه برگشتند.»
«
شاپور گرچه خودش مجبور نبود که بجنگد ولی پیشاپیش همه می‌جنگید و از هیچ خطری نمی‌هراسید. او مثل یک سرباز در پیشاپیش سپاهیانش می‌جنگید. رومیان باران تیرهایشان را به‌سوی او گشودند. بسیاری از افراد پیرامون او از پا درآمدند، ولی تیری به‌او اصابت نکرد. او از این صف به‌آن صف می‌رفت و سربازانش را تشویق می‌کرد، بدون آنکه باران تیرهای ما یا دیدن آن‌همه کشتگان در او اثری بگذارد و ارادۀ او را سست کند یا او را از مرگ بهراساند. آن‌روز نیز نبردها تا پاسی از شب ادامه داشت. روز بعد، هنوز خورشید برندمیده، شاپور با روحیه‌ئی پر از خشم و کینه، سپاهیانش را با فریادهایش آمادۀ نبرد کرد»

دربارۀ رفتار شاپور دوم با اسیران جنگی، مارسلینوس با شگفتی بسیار می‌نویسد که ایرانیان نه به‌زنانِ‌ رومیان تجاوز می‌کردند، نه اسیران رومی را می‌کشتند، و نه تصمیم داشتند که کسی از آنها را برده کرده دربازارها بفروشند. او از زنِ اسیرشدۀ یک افسر بلندپایه به‌نام گروگاسیوس سخن می‌گوید که در زیبائیش زبان‌زد بود، و شوهرش مشاور امپراتور بود، و با شگفتی می‌نویسد که شاپور وقتی او را دید به‌او دلداری داد که ما نه با تو و نه با شوهرت رفتار ناپسند نخواهیم داشت، بلکه تو را با زنان دیگر به‌ایران خواهیم برد و به‌شوهرانتان تحویل خواهیم داد. و می‌افزاید که شاپور به سپاهیانش دستور داد که مبادا نسبت به زنان اسیرشده بی‌احترامی نمایند، و دستور داد که زنان را آزاد بگذارند تا مراسم دینی‌شان را انجام دهند. همچنین می‌نویسد که گروگاسیوس چونکه عاشق زنش بود پس از آن به‌ایران رفته به‌حضور شاپور رسید، شاپور او را مورد نوازش قرار داد، زنش را به‌او برگرداند، و به‌او پیشنهاد کرد که در ایران بماند، و گروگاسیوس در ایران ماندگار شد، و شاپور امکانات بسیار در اختیارش گذاشت.


یزدگرد اول و بهرام پنجم (بهرام گور)
شاپور سوم، بهرام چهارم و یزدگرد اول، بهرام پنجم (بهرام گور)، ملت دوستی بهرام گورو اقداماتش برای فراهم آوردن وسائل شادزیستی مردم کشور، تدابیر بهرام گور برای حفظ مرزهای کشور دربرابر خزشهای ترکان از بیابانهای شمالی به درون مرزهای کشور، یزدگرد دوم، تحریکات کشیشان در میان رودان و ارمنستان، مشکلات ارمنستان به تحریک کشیشان
آزادی و احترام دربار ایران در زمان یزدگرد اول به نومسیحیان میان‌رودان چندان بود که در سال ۴۱۰م انجمن بزرگ کشیشان خاورمیانه به‌ریاست یک کشیش سُریانی به‌نام ماروتا و یک کشیش بابلی به‌نام اسحاق در شهر تیسپون پایتختِ غربی ایران تشکیل شد، و جمع بزرگی از کشیشان شام و خوزستان و عراق و مصر و اناتولی و اروپای شرقی درآن شرکت کردند. جلسۀ کشیشان با دعا به‌جانِ شاهنشاه ایران و دوام سلطنتش آغاز شد، و موضوع جلسه انتخاب رؤسای امور دینی و سرپرستان کلیساها در عراق و خوزستان و شام و دیگر مناطق خاورمیانه بود. تصمیماتی که در این انجمن برای کلیساهای ایران به‌تصویب رسید توسط فرمانِ یزدگرد تنفیذ شد. یزدگرد همچنین به بزرگ‌فرماندارْ خسرو یزدگرد و ارگ‌بدْ مهرشاپور فرمود که کشیشان را به‌دربار دعوت کنند. در یک مهمانی بزرگ که در دربار تشکیل شد این‌دو از جانب شاهنشاه به‌کشیشان ابلاغ کردند که آزادی عقیده و دین برای کلیۀ مسیحیان در ایرن تأمین است، و هیچ ممانعتی برای تبلیغِ دین و ساختن کلیسا در ایران وجود ندارد. همچنین ازجانب شاهنشاه فرمانی قرائت شده که کشیشانِ تابع دولت ایران باید طبق اوامر و نظرات ماروتا و اسحاق عمل کنند. دومین انجمن مشابه نیز دهسال بعد و در پایان عمر یزدگرد اول تشکیل شد.


گسترش مسیحیت در خاورمیانه و پی آمدهایش
پیدایش عیسا مسیح و دین مسیحیت در کشور اسرائیل
عیسا مسیح در یکی از سخنرانیهای تبلیغیش خطاب به مردم اورشلیم گفت:
روحانیون بر کرسیِ موسا نشسته‌اند ؛ پس آنچه به شما می‌گویند را نگاه دارید و به‌جا آورید ولی کردارتان نباید همچون کردار ایشان باشد؛ زیرا ایشان به‌آنچه می‌گویند عمل نمی‌کنند. آنها بارهای گران بر دوش مردم می‌نهند ولی خودشان نمی‌خواهند که هیچ باری را بردارند. هرچه می‌کنند برای آن است تا خویشتن را به‌رخ مردم بکشند. حمایلهایشان را عریض و دامن قبایشان را پهن می‌کنند؛ و بالانشینی در مهمانیها و روی منبرها و تملق دیدن از مردم در کوی و برزنها را دوست می‌دارند. علاقه دارند که مردم در کوی و برزنها در برابرشان تعظیم کنند و به‌آنها «سرورم سرورم» بگویند. ولی سرور حقیقیْ شمائید که پیشوائی همچون مسیح دارید. …هرکه خود را بلند گردانَد پست می‌گردد، و هرکه فروتنی پیشه کند سرافراز می‌گردد. وای بر شما ای روحانیونِ ریاکار که دروازه‌های ملکوت آسمان را بر روی مردم می‌بندید، و نه خودتان وارد ملکوت آسمان می‌شوید و نه می‌گذارید که دیگران وارد شوند. … وای بر شما روحانیون که ظاهرتان همچون گورهای کچ‌کاری‌شده است که سفید و زیبا به‌نظر می‌رسد ولی درونش مردار گندیده است؛ تظاهر به عدالت می‌کنید ولی باطنتان مملو از ریا و شرارت است. … ای ماران و ای اژدهازادگان! چه‌گونه می‌خواهید که از آتش جهنم رهایی یابید؟!


نهضت بهدینِ مزدک، جنبش برای احیای تعالیم زرتشت

ابن ندیم می‌نویسد:

مزدک به‌پیروانش تعلیم داده بود که از لذتهای مادی و خورد و نوش بهره‌وری جویند و درپی برآوردن خواسته‌های نفسانی خویش باشند، بخورند و بنوشند و با یکدیگر همکاری و رفت و آمد داشته باشند، به‌یکدیگر زور نگویند، و چنان باشد که هرچه دارند اعم از اموال و زنان در میانشان مشترک باشد، و کسی نباید دسترسی به‌اینها را از دیگران بازدارد. با این‌حال، آنها معتقد به‌نیکوکاری و خیراندیشی‌ بودند، از کشتن خودداری می‌کردند و به‌هیچ‌کس آسیب نمی‌رساندند و درد و رنج به‌کسی وارد نمی‌آوردند. آنها در مهمان‌نوازی شیوه‌ئی دارند که در هیچ قومی دیده نشده است، و چون کسی را مهمان کنند هیچ چیزی را از او دریغ نمی‌دارند و هرچه از آنان بخواهد برآورده می‌سازند.

شهرستانی می‌نویسد:
مزدک مردم را از اختلاف و درگیری و ستیز و کینه‌کشی بازمی‌داشت؛ و چون اکثر اینها به‌سبب زن و مال اتفاق افتاده بود او زنان را حلال و اموال را مباح دانست؛ و همان‌گونه که مردم درا استفاده از آب و آتش و چراگاه شریک بودند او استفاده از زن و مال را نیز برای مردمْ مشترَک قرار داد.

طبری می‌نویسد:
مزدک و یارانش می‌گفتند: «خدا ارزاق را برای آن قرار داده است تا بندگانش آن را همدلانه و به‌تعادل در میان خودشان تقسیم کنند؛ ولی مردم دربارۀ آن به یکدیگر ستم کرده‌اند.» آنها ادعا کردند که می‌خواهند ارزاق را از ثروتمندان بگیرند و به بی‌نوایان بدهند و از کسانی که بیشتر دارند بگیرند و به‌کسانی که کمتر دارند بدهند؛ زیرا کسی که مال و زن و متاعی بیش از حدِ نیازش در اختیار دارد او در داشتن اینها شایسته‌تر از دیگران نیست. مردم دون‌پایه این امر را غنیت شمردند و از مزدک و یارانش حمایت کرده آنها را مورد پیروی قرار دادند

ابن اثیر می‌نویسد:

مزدک ذبح حیوان را تحریم کرد و گفت: برای خوراکِ بشر، آنچه از زمین می‌روید و آنچه از جسم حیوان بیرون می‌آید مثل تخم و شیر و کره و پنیر کفایت می‌کند.

شاد زیستن و دیگران را شاد کردن بخش اصلی تعالیم مزدک بود. در تعالیم او همه چیز در پیرامون شادزیسیتی دور می‌زد.

صاحب زبدة التواریخ در بارۀ مزدکیان در سدۀ ششم هجری می‌نویسد:
اصل مذهب ایشان آنست که نشاید هیچ‌کس را بیازارند نه حیوان و نه نبات و نه جانور… و دو زن نشاید داشت و طلاق نشاید داد و بَرده نشاید خرید. برجمله پنج گناه است که هرکه یکی از آنها بکند هرگز از دوزخ نرهد: اولْ خون‌ ریختن، و دو زن در یک حال (به‌طور همزمان)خواستن ، با مخالف وصلت کردن، به زبان و جوارح (دست و پا) مردم را آزردن


اگر بخواهیم با توجه به همین گزارشهائی که دربارۀ برنامۀ مزدک و تعالیم او برایمان مانده است برنامه‌های اصلاحی او را به‌طور فشرده خلاصه کنیم چنین خواهد شد:
۱. همان‌گونه که خدا همۀ بندگانش را به‌یکسان مورد عنایت قرار داده است شاه باید برای همۀ افراد ملت حقوق و امتیازهای یک‌سان قائل باشد، و امتیازهای ستم‌آمیزی که زورمندان به‌خودشان اختصاص داده‌اند را ملغی کند؛
۲. زورورزانِ حاکم که گنج اندوخته‌اند باید اندوخته‌هایشان در میان مردم کشور تقسیم شود، زیرا این اندوخته‌ها از دسترنج مردم کشور حاصل آمده است و حق خودِ مردم است، و این زورورزان نباید امتیازهای ویژه‌ئی در انحصارِ ثروت داشته باشند؛
۳. زورورزان حاکم که زمینهای وسیع دارند و روستائیان کشاورز را به مزارعین خودشان تبدیل کرده‌اند باید زمینهایشان به‌نفع این کشاورزان مصادره شود، و فقط به آن اندازه زمین داشته باشند که خودشان بر رویش کار و کشت می‌کنند. زمینهای کشاورزی باید در میان کشاورزان تقسیم شود تا کشاورز صاحب دسترنج خویشتن گردد؛
۴. زمینهای وقفی آذرگاهها که در اختیار فقیهان است باید به نفع کشاورزان مصادره شود، و امکاناتی که فقیهان برای بهره‌کشی اقتصادی از عوام دارند باید از بین برود؛
۵. برای رشد صنایع روستایی، دولت باید توجه بیشتری به پیشه‌وران روستایی مبذول دارد و بخش بیشتری از مالیاتها را صرف کمک به صنایع روستایی کند؛
۶. قانون خانواده باید بازتدوین شود، و مقرر بدارد که مرد حق نخواهد داشت که بیش از یک زن داشته باشد مگر در مواردی که ضرورتی ایجاب کند، مثلاً زنِ او نازا باشد؛
۷. رسم در دخمه نهادنِ جسدِ انسانِ مرده و مردارخوار کردنِ‌ آن باید لغو گردد، و جسد انسانِ مرده باید طبق سنتهای دین پاکِ مزدایَسنَه با احترام دفن شود.


تعالیمی که مزدک آورده بود برای همیشه در اذهان توده‌های ایرانی ماندگار شد و هر ازگاهی از جائی به‌شکلی سر برآورد. ما در تاریخ ایران چندین متفکر بزرگ داریم که تظاهر به‌مسلمانی می‌کردند، ولی تراوش فکرشان همان است که مزدک گفته بود. در میان اینها خَیّام و سهروردی (شیخ اشراق) و عین القضات همدانی از همه بارزترند. آن‌دسته از شعرای ایرانی که که ترویج فکر آزادیِ انسان و شادزیستی و دوری از اندوه و آزار انسان و موجودات زنده کرده‌اند تعالیم مزدک را بازتاب داده‌اند. جمعیت «إخوانُ الصفاء» که در سدۀ چهارم هجری در بصره توسط هفت‌تن از ایرانیانِ‌ دوزبانه پایه‌گذاری شد و اصول و فروعِ عقایدشان را در ۵۱ جزوه به‌نام «رسائل إخوان الصفاء» منتشر کردند (و به‌زودی جریانی به‌نام «باطنیان» از درون تعالیمشان بیرون آمد)، از جهات بسیار زیادی بازتاب‌دهندۀ تعالیم مزدک بودند. حتی در بیرون از ایران نیز آثار تعالیم مزدک را در میان برخی از متفکران ظاهراً مسلمان می‌بینیم. مثلا، ابوالعَلاء مَعَرّی در سروده‌هایش یک مزدکی تمام‌عیار است


خسرو انوشه‌روان دادگر

جاحظ می‌نویسد:
رسم پادشاه چنان بود که یک‌روز در مهرگان و یک‌روز در نوروز برای بار عام می‌نشست. در این دو روز کلیۀ‌مردم از بزرگ و کوچک و اشراف و عوام اجازه داشتند که در بار عام شرکت کنند. شاه چندروز پیش از این روز دستور می‌داد که بانگ دردهند تا مردم برای این‌روز آماده شوند. یکی شکایتش را آماده می‌کرد، دیگری دادخواهی می‌نوشت، دیگری که با یکی اختلافی داشت اگر فکر می‌کرد که شکایت به عرض شاه خواهد رسید با شاکیش به مصالحه می‌رسید. شاه به مؤبد دستور می‌داد که افراد مورد اعتماد را بر در ورودی محل بار عام بگمارد تا هیچ‌کس مانع ورود کسی به محل نشود، و همه بتوانند که عرایضان را به شاه برسانند. و به‌دستور شاه بانگ درداده می‌شد که «هرکه مانع دادخواهی کسی شود از خدا نافرمانی کرده و دستور شاه را نادیده گرفته است. و هرکه از خدا نافرمانی کند مثل آن است که به‌خدا و شاه اعلان جنگ داده باشد»

قوانین خانواده مقرر داشته بود که سن ازدواج برای دختران بین ۱۵ تا ۱۸ سال است. زن در خانواده حق قیمومت داشت، در دارایی شوهرش شریک بود، در قبال تعهدات شوهرش مسئولیت مشترک داشت، حق داشت که خودش قرارداد ببندد، و هر قراردادی که می‌بست شوهرش نیز در آن مسئولیت مشترک داشت. چنانچه دوشیزه در اثر روابط بیرون از زناشوئی از مردی آبستن می‌شد کیفرش آن بود که با همان مرد ازدواج کند؛ و آن مرد نیز کیفرش آن بود که با این دختر ازدواج کند. فرزندی که از این روابط متولد می‌شد فرزند شرعی بود. قوانین طلاق بسیار سخت بود و همواره جانب زن را می‌گرفت.
قوانین خانواده در نظام ساسانی حقوق بسیاری به زن داده بود، و زن شخصیت مستقل همتای مرد داشت. احکامی که قانون ساسانی برای زن مقرر کرده بود چنان عادلانه بود که در اواخر دوران ساسانی و در آستانۀ گسترش اسلام زن ایرانی به آستانۀ استقلال کامل رسیده بود. در هیچ جای دیگری از جهان، حتی در پایتخت امپراتوری روم، زن دارای حقوق و استقلالی معادل زن ایرانی نبود.

گزارشهای نویسندگان رومی تأکید دارد که ایرانیان لواط را نمی‌شناختند.
ایرانیان به روز تولد فرزندانشان اهمیت بسیار می‌دادند. وقتی فرزندی به دنیامی‌آمد ولیمۀ (سفرۀ خیریۀ) مفصل به قدر توان می‌دادند که شکرگزاری به درگاه آفریدگار بود. سپس هر ساله در روز تولد فرزند ولیمه می‌دادند؛ لذا جشن تولد از رسوم معمولی بود که در میان عمومِ طبقات مختلف جوامعِ ایرانی رواج داشت. چنانکه در سکادم نسک آمده است، نخستین چینِ موی سر نوزاد از اهمیت خاصی برخوردار بود و طی مراسمی که همراه با ولیمه (سفرۀ خیراتی) بود برگزار می‌شد.

ابن قتیبه می‌نویسد:
خسرو انوشه انوشە‌روان روزی در مجلسش به‌حکیمان و فرزانگان گفت: «حکمتی به‌من بیاموزید که هم برای خودِ من دارای فوایدی باشد و هم برای عموم رعایایم». هرکدام از حاضران به‌موجب آنچه به‌خاطرش می‌رسید سخنانی گفت، و انوشە‌روان سرش را به‌زیر افکنده بود و به‌دقت به‌آنها گوش می‌داد. چون نوبت به بزرگمهر بختگان رسید، بزرگمهر گفت: «شاهنشاها! من همۀ اینها را در دوازده کلمه برایت بیان می‌کنم». انوشە‌روان گفت: «بیان کن». بزرگمهر گفت: «سرآغاز همۀ اینها آن است که در خواهشهای نفسانی و بیم و هراس و خشم و هویﱝ خشنودی خدا را درنظر داشته باشی. در هرکدام از این امور که برایت پیش آید خدا را در نظر داشته باش و همان کن که خشنودی خدا در آن است. دوم، راستی در گفتار و کردار، و وفا به پیمانها و قراردادها و عهدنامه‌ها. سوم، مشورت با دانشمندان و اهل رأی در هر امری که پیش آید. چهارم، ارجمند داشتن دانشمندان و بزرگان و مرزبانان و سپهداران و دبیران و گماشتگان به‌حسب مقام و منزلتشان. پنجم، بازرسی مداوم امور دستگاه قضایی، و نظارت بر کارمندان و پاسخ‌جویی از آنها در مسئولیتهایشان، و پاداش دادن به هرکه وظیفه‌اش را به‌درستی انجام داده و کیفر دادن به هرکه در انجام وظیفه سهل‌انگاری کرده است. ششم، بازرسیِ ادواریِ زندانها و نظارت بر وضع زندانیان، تا هرکه شایستۀ آزادی است آزاد شود و هرکه درخور ماندن در زندان است بماند. هفتم، نظارت دقیق بر اوضاع راهها و جاده‌ها و بازارها و قیمتها و امور بازرگانی. هشتم، اجرای دقیق قوانین به‌منظور برقراری امنیت و آرامش در کشور. نهم، بذل توجه به‌امر تهیۀ سلاح و جنگ‌افزار. دهم، ارجمند داشتن اولاد و نزدیکان و افراد خانواده، و برطرف کردن مشکلاتشان. یازدهم، گماشتن خبرگیرانِ آگاه در نقاط مرزی و نظارت بر تحرکات پشت مرزها به‌خاطر آمادگی برای مقابله با هرگونه خطری که احتمال پیش‌آمدنش برود. دوازدهم، نظارت بر کارکردهای وزیران و گماشتگان، و جابه‌جا کردن افرادی که شایستگی انجام وظیفه در مقامشان را ندارند».
 انوشە‌روان دستور داد تا این سخنان را به‌آب زر بنویسند؛ و گفت: اینها سخنانی است که کلیۀ امور مربوط به‌سیاست کشورداری در آنها بیان شده است»


هرمز چهارم و بهرام چوبینه
طبری می‌نویسد:
یک‌بار که هنگام نوبریِ تاکستانها بود هرمز به‌بلاش‌آباد در نزدیکی تیسپون می‌رفت و گذرش در یک منطقۀ تاکستانی بود. افسری وارد یک تاکستانی شد و چند خوشۀ غوره چید و به نوکرش داد و گفت: «به‌خانه ببر و خورشت گوشت با آن درست کن که در این روزها خورشت گوشت با غوره مفید است.» نگهبان تاکستان آمده فریاد برآورد که به‌تاکستانش تعرض شده است. هرمز مهروزانه با او سخن گفت و از او تقاضای بخشایش کرد و کمربند زرپوشی که بر میان داشت را به‌او داد و پوزش‌خواهانه از او دلجویی کرد

طبری می‌نویسد که فقیهان به‌خاطر مشکلاتی که مسیحیان آفریده بودند از دست آنها شکایت به‌شاه نوشتند؛ و شاه در پاسخ شکایت آنها چنین نوشت:
«تخت سلطنت ما همان‌گونه که روی دو پایۀ جلوی ایستاده، دو پایه دیگر نیز در عقبش دارد و از این‌دو نیز نمی‌تواند بی‌نیاز باشد. به‌همین‌سان ثبات و قوام دولت ما به‌ رضایت خاطر همۀ جماعات دینی کشور نیاز دارد. اگر مسیحیان و پیروان ادیان دیگر ناراضی شوند این قوام و ثبات از میان خواهد رفت. بهتر است که شما به‌جای تعرض به‌مسیحیان چنان نیک‌رفتاری پیشه کنید که مسیحیان و دیگران با دیدن اعمالتان به‌شما و دینتان علاقه‌مند شده به‌آن بگروند.»

شورش بهرام چوبینه
کودتای گستهم و بندویه
ضد کودتای بهرام چوبینه و بیرون رفتن سلطنت از خاندان ساسانی


خسرو پرویز، شکوه شاهنشاهی ایران در زمان ساسانی
شکست بهرام چوبینه، به سلطنت رسیدن خسرو پرویز و احیای شاهنشاهی ساسانی
اوج قدرت تاریخی ایران در عهد ساسانی
در میان سالهای ۶۰۳ تا ۶۱۵ سراسر اناتولی و شام و مصر به تسخثر نیروهای ایران درآمد، در اناتولی و شام و مصر شهریهاریهای ایرانی تشکیل شد، مرزهای ایران به دریای ایژه و درۀ نیل و شمال آفریقا تا تونیس رسید

در سال ۶۱۵م متصرفات ایران در غرب آسیا به‌کرانه‌های شرقی و شمالی دریای مدیترانه و سواحل دریای ایژه، و در شمال آفریقا به ‌لیبی رسید. اینها سرزمینهائی بود که از اواخر سدۀ ششم پ‌م تا زمان حملۀ اسکندر مقدونی در درون قلمرو شاهنشاهی هخامنشی قرار داشتند سپس به‌تصرف اسکندر درآمدند و بعد به‌عنوان میراث اسکندر به رومیان رسیده بود (رومیان از سلوکیان و بطلمیان گرفته بودند). به‌نظر می‌رسید که دستگاه امپراتوری روم در آستانۀ ورچیده شدن است. یک مورخ معاصر غربی می‌نویسد که سپاه ایران برکرانۀ شرقی بوسفور در برابر کنستانتینیە لشکرگاه زده بود، و سپاهیان ایرانی از این‌سوی بوسفور می‌توانستند که دیواره‌های پایتخت امپراتوری روم را که بر فراز تپه‌هایش می‌درخشید به‌چشم ببینند، و چنین به‌نظر می‌رسید که امپراتوری در آستانۀ فروپاشی نهایی است. اگر دولت ایران دارای نیروی دریایی بود می‌توانست که کنستانتینیە را تصرف کرده جریان تاریخ را دگرگون سازد.

دولت ایران در زمان خسرو پرویز یک دولت سیکیولار به معنای امروزینش بود. همۀ کسانی‌که در تاریخ دوران ساسانی مطالعه می‌کنند اتفاق نظر دارند که ایران در سلطنت خسرو پرویز در آستانۀ انتقال به‌مرحله‌ئی قرار داشت که در جامعه‌شناسی سیاسی «دوران بورژوایی» نامیده می‌شود.
 

روایت ویل دیورانت از تاریخ شاهنشاهی هخامنشی از آغاز تا سقوط
بخش تاریخ ایران باستان از کتاب ویل دیورانت، ترجمۀ پارسی، متن کامل.




تاریخ ایران

تاریخ ایران

دانلود رایگان

مقاله , آموزش , علمی , تاریخی


PMEDIA/مقاله , آموزش , علمی , تاریخی/


بخش سوم ـ هلني‌ها در ایران

 

اسکندر مقدونی
جنگ سرنوشت‌ساز ایسوس و پیروزی بزرگ اسکندر در آن
سقوط شام و فلسطین و مصر به دست اسکندر
شکست بزرگ داریوش سوم از اسنکندر در جنگ گائوگمل

برافتادن شاهنشاهی هخامنشی
سقوط بابل و شوش ـ سقوط استخر و به‌آتش کشیده شدن تخت جمشید ـ پیشروی اسکندر در شرق ایران ـ طرح ترور اسکندر توسط سربازان یونانی مخالف خدائی او ـ جنایتهای اسکندر در شرق یران ـ فتح سرزمینهای ایرانی در هندوستان توسط اسکندر ـ بر تخت نشینی اسکندر در پاسارگاد ـ ازدواج اسکندر با روشنک و ازدواج افسران یونانی با دوشیزگان ایرانی ـ مرگ اسکندر در کنار بابل


خاورمیانه بعد از اسکندر
جنگهای بیست و دو ساله‌ی سرداران مقدونی در خاورمیانه
تشکیل سلطنت نیم‌بند سلوکی در ایران و سوریه

بخش چهارم ـ شاهنشاهی پارتیان

 

تشکیل سلطنت در پارت
نخستین شاهان پارتی ـ مهرداد اول ـ فرهاد دوم ـ مهرداد بزرگ
پایان دادن به دوران تاخت و تاز یوناني‌ها و مقدوني‌ها در ایران
انسان‌دوستی شاهنشاهان پارتی و نیک‌رفتاری‌شان با یوناني‌های ساکن یران


جنگهای ایران و روم در زمان پارتیان
شکستهای پیاپی تلاشهای تجاوزکارانه‌ی رومیان بری دست‌اندازی به درون ارمنستان و عراق در دوران پادشاهان یادشده- اوضاع ارمنستان در زمان شاهنشاهای پارتیان- اوضاع میان رودان در زمان شاهنشاهی پارتیان
پی‌گیری رخدادهای شاهنشاهی پارتیان تا آخرین سالهای شاهنشاهی آنها

بخش پنجم ـ نقش تمدن ایران باستان در خاورمیانه

 

ویژگیهای فرهنگ ایران باستان و نقش آن در تمدن‌سازی
نگاهی به سنتها و ارزشهای فرهنگی تمدنی ایرانیان باستان

از ویژگیهای فرهنگ ایرانی آن بود که هیچ انسانی دارای تقدس شمرده نمی‌شد، بلکه تقدس خاص خدا و ایَزدان و فضایل ملکوتیِ هفتگانه بود که ضمن سخن از زرتشت شاختیم. به همین سبب بوده که در تمام دوران هخامنشی و پارتی و ساسانی هیچ زیارتگاهی برای هیچ انسانی، نه برای مغان و نه آتَروَنان و نه هیربدان، ساخته نشد. و از همین‌رو است که واژه‌هائی معادل «عصمت» و همچنین «زیارت» به مفهوم مذهبیش (زیارت به‌مفهومی که ما پس از مسلمانی‌مان شناخته‌ایم) در زبان ایرانی ساخته نشده است. و از آنجائی که در فرهنگ ایرانی هیچ انسانی در هر مقامی که باشد دارای تقدس و عصمت نیست، عقیده به اینکه انسان بتواند واسطه و شفیع میان انسان و خدا شود نیز در فرهنگ ایرانی وجود نداشت. زرتشت نیز واسطۀ میان انسانها و خدا شمرده نمی‌شد بلکه آموزگاری بود که نیک‌بودن و نیک‌زیستن را به انسانها آموخته بود. انبیای قوم سامی هم در حیاتشان و هم همیشه پس از مرگشان واسطه‌های میان خدا و مریدان خویش شمرده می‌شدند، و مریدانشان به‌اندازۀ فرمانهائی که برای انبیاء و جانشینانِ انبیاء می‌بردند و به‌اندازه‌ئی که به معبد خدمت می‌کردند و ثمرۀ تلاش و کارشان را به عنوان زکات و صدقات به متولیان معبد می‌دادند انتظار داشتند که انبیاء و رهبران دینشان در زندگی‌شان و حتی پس از مرگشان برایشان نزد خدایشان وساطت کنند (شفیع بشوند) تا خدا از خطاهایشان درگذرد؛ یعنی مردگان نیز واسطه میان انسان و خدا بودند. اما در دین ایرانی هیچ‌گاه چنین باوری دربارۀ انسانهای زنده و مرده شکل نگرفت.

از دیگر ویژگی فرهنگ ایرانی آن بود که هیچ‌کدام از عیدهای ایرانی با برگزاری مراسم برای هیچ انسانی در ارتباط نبود بلکه هرکدام از عیدها (نوروزِ کوچک که اکنون نوروز گوئیم، نوروز بزرگ که اکنون سیزده‌ به‌در گوئیم، مهرگان، سده، و جشنی که اکنون چارشنبه سوران گوئیم) مراسمی بود که برای پیوند با طبیعت برگزار می‌شد و مستقیماً با تحولات طبیعی در ارتباط بود. دین ایرانی به‌ شادزیستی بهای بسیار داده بود، و از این‌رو عید ایرانی نه مراسم عبادی بلکه سور و سرود و رقص دسته‌جمعی بود و جشنهایش مراسم شادی و سور و ستایش زیبایی‌ها بود. در فرهنگ ایرانی نه برای بزرگداشت انسانها حتی زرتشت مراسم دینی برگزار می‌شد و نه برای هیچ‌کدام از شخصیتهای دیگر. این از آن‌رو بود که ایرانی برای هیچ انسانی تقدس و عصمت قائل نبود تا به‌خاطرش مراسم دینی برپا کند. ایرانی برای طبیعت جشن برپا می‌کرد و همراه با طبیعت ابراز شادی و سرور می‌نمود.

نماز نیز در دین ایرانی نه همچون نمازِ ادیان سامی ستایش پیامبرشاه و انسانهای مدعیِ‌ نمایندگیِ خدا و ستایش اعضای خانوادۀ پیامبرشاه، و نه دعا و تضرع و ابراز خواری و ذلت در حضور خدا به‌خاطر جلب ترحم خدای جبّار، بلکه ستایش ارزشها و پدیده‌های سومند بود که جلوه‌های عینیِ رحمت آفریدگار شمرده می‌شدند. به‌عبارتِ دیگر، نماز در دین ایرانی مجموعه‌ئی از سرودهای ستایشِ ارزشها و پدیده‌هائی بود که در خدمت سعادت بشر بودند؛ و در میان اینها سپنتَە‌مَنیو و وهومنَه و اَرتَه از مقام والائی برخوردار بودند و در نمازها بیشتر از همه مورد ستایش قرار می‌گرفتند، به‌علاوه مهر و ناهید و باران و آبِ جاری و کشتزار و زمینِ بارور و ستورانِ سودمند و مادران و زنان ستایش می‌شدند؛ و این‌را در گفتار زرتشت دیدیم. به‌عبارت دیگر، آنچه نماز در دین ایرانی را تشکیل می‌داد سرود تلقین به‌خود برای همسان شدن با همۀ آفریدگان سودمند و خدمت‌رسان به بشریت بود. این نیایشها به‌انسان می‌آموزد که هر فردی چنانچه از این فضایل پیروی کند و اینها را در درون خویشتن بپرورد و خودیشتن را با آنها همسان سازد خواهد توانست که به‌بلندترین مرحله از تکامل انسانی رسیده خداگونه شود، و در این‌باره هیچ تفاوتی میان انسانها وجود ندارد. 


تأثیر فرهنگ ایرانی و نقش آن در پرداختن عقاید دینی خاورمیانه
تمدن هخامنشی با تکیه بر تعالیم زرتشت چه گونه عقاید و باورهای مردم جهان باستان را تحول بخشید و رشد داد ـ مقایسه ی ادیان سامی با دین ایرانی

دستور خدای اسرائیل به موسا دربارۀ بومیان فلسطینی که قرار بود کشورشان را یهودان بگیرند:
«
چون ایشان به‌یاری یهوه تسلیم تو گردند و ایشان را مغلوب سازی، همه‌شان را بکلی هلاک کن؛ نه با آنها پیمانی ببند و نه به‌آنها ترحم نما.… مذبح‌هایشان را منهدم سازید، تمثالهایشان را بشکنید، معابدشان را ویران کنید، و بتهایشان را در آتش بسوزانید. شما تنها قومی هستید که از میان اقوام جهان برگزیده شده‌اید تا قوم خاص یهوه باشید.»
«ساکنان آن شهر را به‌دُم شمشیر بکُش، کلیۀ جانوران آن شهر را هلاک کن، اموال شهر را از خانه‌ها بیرون آور و در کوچه‌ها ریز، آنگاه شهر را با کلیۀ اموال و چارپایان و خانه‌ها برای خشنودی خدایت یهوه به‌آتش بکش تا از صحنۀ روزگار محو شود.»




تاریخ ایران

تاریخ ایران

دانلود رایگان

مقاله , آموزش , علمی , تاریخی


PMEDIA/مقاله , آموزش , علمی , تاریخی/


بخش دوم ـ شاهنشاهی هخامنشی

 

  کورش بزرگ،
نخستین تشکیل‌دهندۀ دولت فدرالی در تاریخ جهان، نخستین رهبر جهانی صادرکنندۀ منشور حقوق بشر و آزادی ادیان و عقاید در تاریخ جهان، بلندآوازه‌ترین رهبر محبوب همۀ اقوام خاورمیانه در جهان باستان، اثرگذارترین شخصیت تمدن‌ساز در تاریخ جهان، مهرورزترین سیاست‌مرد در تاریخ جهان، بزرگترین خدمتگزار بشریت در جهان باستان
تسخیر کشور لیدیا توسط کوروش بزرگ، اوضاع میان‌رودان در زمان به سلطنت نشستن کوروش بزرگ ـ تسخیر امپراتوری بابل توسط کوروش بزرگ، شخصیت کورش بزرگ به گواهی اسناد تاریخی
نوشته‌های یونانیان در باره‌ی کورش بزرگ ـ نوشته‌های تورات و انبیای یهود درباره‌ی کورش بزرگ ـ نوشته‌های کاهنان بابلی در باره‌ی کورش بزرگ ـ لوح معروف به حقوق بشر که کورش بزرگ در بابل صادر کرد


کمبوجیه و تصرف مصر
اوضاع کشور مصر فرعونی در زمان کوروش بزرگ، کشور فرعونی مصر چگونه به تصرف ایرانیان در آمد؟ فرجام آخرین فرعون مصر چگونه بود؟ کاهنان مصری درباره‌ی کمبوجیه چگونه قضاوت کرده و چه نوشته‌اند؟ گائوماتا که بود؟ آیا داستان کودتای گائوماتا حقیقت دارد؟ داستان بردیا و گاؤماته (بردیای دروغین) و فرجام کامبوجیه و فرزندان کوروش بزرگ.
هرودوت می‌نویسد که رسم شاهنشاهان ایران در همه‌جا چنان بود که شاهِ شکستخورده یا یکی از فرزندان یا نزدیکانِ او را به‌سلطنتِ کشوری می‌گماشتند که گشوده بودند؛ این رسمی بود که آنها در همه‌جا اعمال می‌کردند، و کام‌بوجیه به‌همین‌سبب پسام‌مِتیخ را نزد خود نگاه داشت تا سلطنت مصر را به‌او برگردانَد.
کام‌بوجیه در مصر دست به‌اصلاحاتی زد که به‌نفع مردم ولی به‌زیان معابد و کاهنان بود. در پاپیروسی که در کتابخانۀ ملی پاریس نگهداری می‌شود یکی از دستورالعملهای کابوجیه برای اصلاح حال رعایای مصر را چنین می‌خوانیم:
«گوسفندانی که مردم به معابدِ خدایان می‌داده‌اند اکنون فقط نیمی از آنچه پیشترها می‌دادند بدهند، ولی ماکیان
(مرغ و خروس و غاز و امثال آنها) به‌هیچوجه نباید داده شود. خودِ کاهنان می‌توانند برای خودشان غاز و ماکیان پرورش دهند.»

کاهن بزرگ مصر نوشته: «من از کام‌بوجیه پادشاه مصر علیا و سفلی تقاضا کردم که آسیائیانی را که معبد نیت را اشغال کرده بودند از نیت براند تا این معبد ازنو به‌
تقدس پیشین برگردد... آنها به‌فرمان شاه از نیت رانده شدند و خانه‌هائی که در آن ساخته بودند را خراب کردند.شاه دستور داد معبد را شستشو و تطهیر کنند و خدمتکاران معبد به‌معبد بازگردند. شاه دستور داد تا همان‌گونه که پیشترها معمول بوده به‌معبد نیت که مادر همۀ خدایان بزرگی است که در سائیس‌اند نثاری بفرستند و قربانی بدهند، و همان‌گونه که از قدیم جشن می‌گرفتند جشن گرفته شود. از آن‌جهت شاه امر کرد که جشن بگیرند که من عظمت سائیس را برای او بیان کرده گفتم که این شهر مقر خدایان است و خدایان در این شهر برای ابد بر تخت خدایی آرمیده‌اند. وقتی کام‌بوجیه شاه مصر علیا و سفلی به‌سائیس آمد به‌معبد نیت رفت و درمقابل عظمت نیت که بزرگ‌تر از همه است به‌خاک افتاد، چنانکه فرعونان به‌خاک می‌افتادند. او مثل همۀ فرعونان به‌افتخار نیت بزرگ، مادر خدایان که در سائیس جا دارند قربانیهای بزرگ از همه‌گونه انجام داد.»


داریوش بزرگ
جنگهای داریوش بزرگ با رقیبان قدرت
اقدامات داریوش بزرگ در مصر، حفر ترعۀ اتصال میان دریای سرخ و دریای مدیترانه در مصر، تسخیر سرزمینهای اروپایی توسط داریوش بزرگ، فتوحات داریوش بزرگ در هندوستان
شخصیت داریوش بزرگ و جهانداری او

نوشته‌ئی که داریوش بزرگ به‌مناسبت حفر کانال اتصال دریای سرخ به‌دریای مدیترانه به‌سه‌زبانِ پارسی و آرامی و مصری از خود برجای نهاده بوده توسط باستانشناسان در ناحیۀ غربی کانال سوئز کشف شده است. متن پارسی این کتیبه که کوتاهتر از متنِ مصری است چنین است:
«خدای بزرگ است اهورَمَزدا، که آسمانها را آفرید، که این سرزمینها را آفرید، که مردم را آفرید، که شادی را برای مردم آفرید، که پادشاهی این سرزمین پهناور که دارای اسبان خوب و مردم خوب است را به‌داریوش سپرد. من داریوش، شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه کشورهای با مردمان گوناگون، شاهِ سرزمینهای پهناور، پسرِ ویشت‌اَسپَه، هخامنشی [هستم]. داریوش شاه گوید: من پارسی‌ام، مصر را گرفتم، سپس دستور دادم تا این ترعه را در میان رودخانۀ پیراؤ و دریای پارس حفر کردند تا کشتیها بتوانند از مصر به‌سوی پارس بروند. این آرزوی بزرگ من برآورده شد.»

کاهنان مصری در سندی که از خود برجای نهاده‌اند خشنودی مردم مصر از داریوش را چنین بیان داشته‌اند:
«
داریوش که زادۀ نیت (مادرِ زمین) و متولی سائیس (معبد مادرِ خدایان مصری) است کارهائی را که خدا به‌ارادۀ خویش آغاز کرده بود به‌انجام رساند (یعنی هرچه در مصر کرد، همان بود که خواست خدا بود).… وقتی او در شکم مادرش بود نیت وی‌را فرزند خویش دانست،… دست خود را با کمان به‌سویش برد تا دشمنانِ وی‌را براندازد، همان‌گونه که برای فرزند خودش رع کرده بود.… او نیرومند است و دشمنانش را در همۀ سرزمینها نابود می‌کند. شاه مصر عُلیا و مصر سُفلی داریوش، که تا ابد جاوید بماناد، شاه بزرگ، پسر ویشت‌اَسپَه هخامنشی، پسر او (یعنی پسر نیت) است، و نیرومند و جهان‌گیر است. مردم سرزمینهای دور با هدایای خود رو به‌سویش می‌آورند و برایش خدمت می‌کنند»

کاهن بزرگ مصر که رئیس مدارس پزشکی مصر بوده دربارۀ داریوشچنین نوشته است:
شاهنشاه داریوش، شاهِ همۀ کشورهای بیگانه، شاه مصر عُلیا و سُفلی وقتی در شوش بود به‌من فرمان داد که به‌مصر برگردم و تأسیسات حیات‌بخش پزشکی مصر را نوسازی کنم. … آن‌گونه که شاهنشاه فرمان داده بود مأموران شاهنشاه مرا از این‌زمین به‌آن زمین بردند تا به مصر رساندند. هرچه شاهنشاه دستور داده بود را انجام دادم. کارمندان را به‌خدمت گرفتم همه از خاندانهای سرشناس نه از مردم عادی. آنها را زیر دستِ کاردانان و استادان گماشتم تا پیشۀ پزشکی فراگیرند. فرمان شاهنشاه چنین بود که باید همه چیزهای شایسته و بایسته به‌آنها تحویل داده شود تا پیشۀ خود را به‌خوبی انجام دهند. من هرچه لازم بود و هر ابزاری که پیشترها در کتابها مقرر شده بود را در اختیار آنها گذاشتم. شاهنشاه چنین دستور داده بود، زیرا به‌فضیلت این علم واقف بود. او می‌خواست که بیماران شفا یابند. او اراده کرده بود که ذکر خدایان را جاوید سازد، معابد را آباد بدارد، جشنها و اعیاد دینی با شکوه بسیار برگزار شود.


تئوری سیاسی شاهنشاهی
چگونه شاهنشاهان ایران دولت را از حالت دینی بیرون آورده دنیائی کردند؟ شاهنشاهی هخامنشی نخستین دولتی که دین را از دولت جدا کرد و یک حاکیمت مبتنی بر آزادی همه ادیان و مذاهب و عقاید جهانی تشکیل داد


خشیارشا و یونانیان
داستان جنگ ماراتون در زمان داریوش بزرگ، داستان جنگ سالامیس در زمان خشیارشا
آیا داستان شکست خشیارشا در برابر آتن حقیقت دارد؟
اوضاع یونان اروپایی در زمان داریوش و خشیارشا چه گونه بود؟
چرا یونانیان در دوران داریوش بزرگ و خشیارشا آنقدر شیفته‌ی ایران و ایرانیان شده بودند؟
روابط دولت ایران با یونیانیان در زمان داریوش بزرگ و خشیارشا چگونه بود؟ یونان در آن زمان چه وضعی داشت؟


جانشینان خشیارشا
اردشیر اول یا اردشیر درازدست، خشیارشا دوم و داریوش دوم، اردشیر دوم و شورش کوروش کهتر، داستان بازگشت ده هزار مزدور یونانی از ایران به یونان به نوشته گزینوفون، شخصیت اردشیر اول به گواهی مورخان یونانی
روابط دولت ایران با کشورهای تابعه در دوران اردشیر درازدست ـ روابط دولت ایران با یونانیان در زمان ارردشیر درازدست ـ خشیارشا دوم و داریوش دوم


آخرین شکوه تاریخی شاهنشاهی هخامنشی
اردشیر سوم و سرکوب شورش فینیقیه و مصر، وابستگی یونان اروپایی به ایران در زمان اردشیر سوم
کودتای خونین اقتدارگرایان هخامنشی، روی کار آمدن داریوش سوم، آغاز فروپاشی شاهنشاهی هخامنشی


داستانهای کتیسیاس دروغین در باره تاریخ ایران
رفتن به ایران، دیدن ایران و مردم ایران، و آشنایی با فرهنگ و تمدنِ ایرانی، در آن‌ روزگار برای نخبگانِ جهان از جمله نخبگانِ یونان افتخارآفرین بوده است. کسی‌که ایران را می‌دیده با تمدن و فرهنگ عظیمی آشنا می‌شده و افتخار می‌کرده که جهان را دیده است. و هرکدام از بزرگان جهان که ایران و پایتختِ غربیِ ایران شوش را ندیده بود چنان بود که جهان را ندیده است. لذا بسیاری از یونانیانی که ایران را ندیده بودند ولی مدتی از یونان دور افتاده بودند نیز در بازگشت به‌وطنشان ادعا می‌کردند که به‌ایران رفته و در فلان‌جا خدمت می‌کرده‌اند؛ و ضمن این ادعا داستانهائی که می‌گفتند دیده‌ها و شنیده‌هایشان است را برای دیگران بازمی‌گفتند و از این‌راه کسب نام و نان می‌کردند.

ایران‌شناسان غربی نمی‌خواهند که دروغین بودن این کتیسیاس و شیاد بودنِ او را بپذیرند، و درعینِ حالی که بر دروغ‌پرداز بودنِ او اتفاق نظر دارند، او را همان کتیسیاس می‌دانند که در زمان سلطنت داریوش دوم و اوائلِ سلطنت اردشیر دوم برای مدت ۱۷ سال در شوش خدمت کرده بوده است. و نمی‌خواهند توجه داشته باشند که داستانهائی که او ادعا کرده به‌چشم دیده است یک دوران هفتاد ساله را دربر می‌گیرد. او از آخرین روزهای سلطنت اردشیر دوم و اوایل سلطنت اردشیر سوم نیز سخن گفته است، و انگار که بیش از هفتاد سال در درون دربار ایران بوده و از همۀ رخدادهای نهانی دربار در این سالها اطلاع داشته است. تاریخ‌نگارن غربی در زمان به‌جای آنکه در ادعای کتیسیاس بودنِ این مرد شک کنند، می‌گویند که کتیسیاس اطلاعات بسیاری دربارۀ ایران داشته ولی نمی‌خواسته که حقایق را بنویسد بلکه به‌خاطر ضدیتی که با هرودوت داشته این جعلیات را درست کرده و پراکنده تا هرودوت را از اعتبار بیندازد.


افسانه فوریم (داستان استر و مردخای) در تورات یهودیان
در زمان اَحشَویروش، همان اَحشَویروش که از هند تا حبش بر صد و بیست و هفت ولایت سلطنت می‌کرد، در آن ایام در حینی که اَحشَویروش پادشاه برکرسی سلطنت خویش در دارالسلطنۀ شوش نشسته بود، در سال سوم از سلطنتش ضیافتی برای جمیع سروران و خادمان خود برپا نمود و بزرگان پارس و ماد از امرا و سرورانِ ولایتها به‌حضور او بودند. پس مدت مدید صد و هشتاد روز توانگری جلال سلطنت خویش و مجد و عظمت خود را جلوه می‌داد. پس از انقضای آن روزها پادشاه برای همۀ کسانی‌که در دارالسلطنۀ شوش از کهتر و مهتر یافت شدند مهمانی هفت‌روزه در ساختمان باغ قصر پادشاه برپا نمود. پرده‌ها از کتان سفید و لاجورد با ریسمانهای سفید و ارغوان در حله‌های نقره بر ستونهای مرمرِ سفید آویخته و تختهای طلا و نقره بر سنگ‌فرشی از سنگ سماق و مرمر سفید و مرمر سیاه بود. و آشامیدن از ظرفهای طلا بود و ظرفها را اشکال مختلف بود و شرابهای ملوکانه برحسب کرم پادشاه فراوان بود. و آشامیدن برحسب قانون بود که کسی برکسی تکلف نمی‌نمود، زیرا پادشاه دربارۀ همۀ بزرگان خانه‌اش چنین فرموده بود که هرکس موافق میل خود رفتار نماید. شهبانو وَشتی نیز ضیافتی برای زنان خانۀ شاهیِ اَحشَویروش پادشاه برپا کرد




تاریخ ایران

تاریخ ایران

دانلود رایگان

مقاله , آموزش , علمی , تاریخی


PMEDIA/مقاله , آموزش , علمی , تاریخی/


بخش نخست ـ پیدایش ایران

ایران و قوم یرانی
جایگاه سرز
مین آریان بر جغرافیای جهانی، مهاجرتهای آریان، ایرانیان و ایران‌زمین، اساطیر ایرانی دربارۀ چه‌گونگی شکل گیری دین و سلطنت در ایران روزگاران دور
اقوام آریائی در چه زمانی از تاریخ و در کدام سرزمینها با هم می‌زیستند؟ هجرتهای قبایل آریائی در چه زمانی از تاریخ به طرف هندوستان و اروپا و به درون فلات ایران آغاز گردید؟ چرا فقط فلات ایران به قوم آریائی انتساب یافت و نام ایران‌زمین گرفت که به معنای سرزمین آریائیان بود؟ ایرانیان در زمانهای دور تاریخ چه دین و آئینی داشتند و عقاید دیني‌شان چگونه بود و خدایانشان چه نام داشتند؟


زرتشت و دین ایرانی
زرتشت در چه زمانی و در کدام سرزمینی پرورش یافت؟ چرا زرتشت به بلخ در غرب تاجیکستان کنونی و شرق افغانستان کنونی هجرت کرد؟ تعالیم زرتشت چه بود و چگونه درمیان ایرانیان تبلیغ می‌شد؟ دین زرتشت چگونه در میان ایرانیان انتشار یافت؟
ظهور زرتشت، تعالیم زرتشت، فضایل ملکوتی در تعالیم زرتشت، اصول دین زرتشت، مرامنامه آئین زرتشت، انتشار آئین زرتشت


زرتشت می‌گوید:
اینک من می‌خواهم سخن بگویم. شما که نزدیک‌اید و شما که دورید، اگر خواهان تعلیم گرفتن‌اید گوش فرادهید و نیک بشنوید. اینک همۀ شما اینها را که من می‌گویم به‌خاطر بسپارید. از این‌پس بدآموزان و دروغ‌پردازان با فسادکاریهای گفتاری و عقیدتی‌شان زندگی مردم را به‌تباهی نتوانند کشید.

من دربارۀ آن دوگوهر همزادی سخن می‌گویم که در آغاز آفرینش پیدا شدند. آن‌یک که فضیلت بود به‌دیگری که دشمنش بود چنین گفت: «اندیشه و عقیده و آموزش و گفتار و رفتار و انفس و ارواح من و تو هیچ‌گاه با هم توافق نخواهند داشت».
من از چیزی سخن می‌گویم که اهورَمَزدا در این زندگی به‌من آموخته است. هرکه از شما آنچه را که من می‌اندیشم و اعلام می‌دارم به‌کار نبندد در زندگیش همچنان رنج خواهد کشید. من از چیزی سخن می‌گویم که برای زندگی بهترین چیز است… من از چیزی سخن می‌گویم که آن ذات اقدس به‌من یاد داده است، و آن همانا سخنی است که سعادت جاویدان را برای انسانهای میرنده دربر دارد. من دربارۀ آن ذاتی سخن می‌گویم که برترین ذات است، و او را می‌ستایم. من این سخن می‌گویم با کسانی‌که گوش شنوا دارند دربارۀ آنچه که انسان خردمند باید به‌خاطر بسپارد، و اَهورَ و وُهومِنَه را بستاید؛ می‌خواهم دربارۀ رحمتی که مشمول فروغ ایزدی است سخن بگویم آن رحمتی که شامل حال کسانی می‌شود که خردمندانه بیندیشند و راستی پیشه کنند. بشنوید با گوشهایتان بهترین چیزها را. به‌آنها با دیدگان روشن‌بینِ ذهنتان بنگرید تا پیش از آنکه فرجام بزرگ فرارسد هرکدامتان بتوانید تصمیم درست را در انتخاب میان دوراه اتخاذ کنید و راهی را برگزینید که سعادت و خوشبختی در آن نهفته است.

اینک آن دوگوهر نخستین که همزاد بودند و در درون انسان پدیدار شدند یکی بهترین و دیگری بد بود در پندار و گفتار و رفتار. و بین این‌دو آن‌کس که خردمند است راستی را برمی‌گزیند ولی آنکه نادان است چنین نمی‌کند. و چون این دوگوهر در آغاز به‌هم برآمدند، زندگی و مرگ را ایجاد کردند؛ سرانجام، بدترین حیات برای پیروان دروغ خواهد بود و بهترین منش برای پیروان راستی. از این دوگوهر آن‌یک که خواهان دروغ بود بدترین کردار را برگزید؛ وآنکه بهترین گوهر بود و از آسمانها جامۀ نستوهی بر تن داشت راستی را برگزید و چُنین‌اند همۀ کسانی‌که با کردار شایسته خواهان خشنودی اهورَمَزدا باشند. در میان این دوگوهرِ همزاد، دیوَها راستی را برنگزیدند، زیرا وقتی با هم شدند به‌هوس هوش‌رُبا مبتلا گشتند و بدترین پندار را برگزیدند، و خشمگینانه جمعیت آراستند تا جهان بشریت را به‌تباهی و فساد بکشانند.

پروردگارا! هم‌آنگاه که تو را در ضمیر واندیشۀ خویش درک کردم دانستم که آغاز و پایان همۀ هستی توئی. چون با دیدۀ دل به‌تو نگریستم تو را منشأ خیر مطلق (پدرِ وهومنه) یافتم. دانستم که تو آفریدگار روح هستی (گِئوش اُروَن) و دادار حقیقی و آفریدگار عدالت (اَرتَه) و داور کردارهای مردم جهان‌ای. دانستم که نیک‌اندیشی و نیک‌منشی (وهومنَه) را تو به‌کسانی عطا می‌کنی که در تلاش‌اند تا با کردارهای نیکشان تو را خشنود سازند.
پروردگارا! آن‌ روزِ فرخنده کی فراخواهد آمد که جهانیان به‌سوی راستی و پاکی روی آورند، و خیرخواهانِ رستگاری‌بخش با تعالیم بخردانۀ خویش مردم را به‌سوی سعادت و نیک‌فرجامی رهنمون شوند؟ نیک‌اندیشی (وُهومنَه) چه وقت به‌سوی همگان روی‌آور خواهد شد؟ پروردگارا! من یقین دارم که تو چنین روزی را خواهی آورد.


تاریخ ایران پیش از پیدایش پادشاهی ماد
تلاشی برای بازشناسی سلطنتهای کوچک محلی پیش از ماد
گوتی‌ها و لولوبی‌ها نیاکان لرهای کنونی، کاشی‌های ایرانی فاتحان میان‌رودان در هزاراۀ دوم پیش از مسیح،
تمدن عیلام (خوجیه) در خوزستان توسط قوم خوزی
پادشاهی مان‌نا (مغان) در آذربایجان- نخستین پادشاهی آذربایجان در تاریخ ماقبل ماد. تلاشی برای بازشناسی ریشه های قومی مردم باستانی منطقۀ آذربایجان و شمال رود ارس


چه گونگی پادشاهی ماد در غرب فلات ایران
دیائوکو ـ فره ورتیش (بدایات تشکیل سلطنت در سرزمین ماد)
خشتریته بنیانگذار پادشاهی ماد (آزادسازی سرزمینهای ایرانی در غرب فلات ایران از سلطۀ آشوریها و تشکیل پادشاهی پهناور)


چه‌گونگی تشکیل شاهنشاهی ماد (نخستین شاهنشاهی ادر تاریخ ایران)
هوخشتره بنیانگذار شاهنشاهی ایران در اواخر سدۀ هفتم پیش از مسیح
تصرف کشور آشور توسط هوخشتره
تصرف کشور ارمینیه توسط هوخشتره
نظام پادشاهی ماد در زمان هوخشتره
احتمال تدوین اوستا در زمان هوخشتره
اشتیاگ، آخرین پادشاه ماد
قبایل پارس و فرجام شاهنشاهی ماد




ارگونومی ، کاربرد و مفهوم رنگ ها

ارگونومی ، کاربرد و مفهوم رنگ ها

دانلود رایگان

مقاله , آموزش , علمی , تاریخی


PMEDIA/مقاله , آموزش , علمی , تاریخی/


ارگونومی، کاربرد و مفهوم رنگ ها

 

مطالعه درباره ی رنگ ملاحظاتی را در زمینه های فیزیک، فیزیولوژی و روانشناسی پیش می آورد. شناخت و درک کردن بهتر رنگ ها می تواند در زندگی روزمره و یاشغلی شما تأثیرات فراوانی داشته باشد. آیا تا به حال دقت کرده اید که چرا شرکت های تبلیغاتی و طراحان خودرو از اشکال و شمایل به خصوصی استفاده می کنند؟ دلیلش این است که یک تأثیر روانی در ورای رنگ ها وجود دارد که شما را جذب آن می کند.

 

ماهیت رنگ:

هررنگ محصول بازتاب محدوده ای از طیف نور سفید به چشم ماست. به طور مثال همه رنگ های طیف نورسفید پس از تابیدن به گل سرخ جذب می شوند به جز رنگ قرمز که به سوی چشم ما منعکس می شود.

 

رنگ ها چگونه به وجود می آیند؟

رنگ ها در نور به وجود می آیند. نور خورشید بی رنگ است و رنگین کمان نشان می دهد که تمام رنگ های در نور سفید وجود دارند. نور از خورشید می آید و به اشیاء برخورد می کند و از شیء به چشم و بعد از آن به مغز می رسد. دقیق ترین تعریف علمی رنگ این است که رنگ یک انعکاس مرئی است که در اثر عبور یا انتشار یا بازتاب ترکیب رنگ ها توسط اشیا به وجود می آید.

 

اقسام رنگ:

به طور کلی رنگ ها به سه دسته اصلی تقسیم می شوند:

1) رنگ های خنثی

2) رنگ های گرم

3) رنگ های سرد

 

رنگ های خنثی:

رنگ های خنثی رنگ هایی هستند که در طیف رنگی وجود نداشته و از ترکیب رنگ های دیگر به وجود می آیند و می توانند اثرات مثبت یا منفی داشته باشند. سیاه، سفید، خاکستری، بژ و قهوه ای رنگ های خنثی هستند.

 

رنگ های گرم:

رنگ های گرم محرک سیستم عصبی بوده و احساسات را تشدید می کنند. این دسته از رنگ ها به وضوح قابل رویت بوده و موجب جلب توجه می گردند. رنگ های قرمز، نارنجی، زرد، سبز و ارغوانی رنگ های گرم هستند.

 

رنگ های سرد:

رنگ های سرد رنگ های آرامش بخش هستند و هارمونی آن ها در محیط های مختلف بیش تر است و زیاد درچشم نیستند. رنگ های آبی، نیلی، سبز از جمله رنگ های سرد هستند.

 

کاربرد رنگ در ارگونومی:

رنگ ها بخشی از زندگی ما هستند. تأثیر رنگ بر زندگی بیش از حد تصور انسان است، تنها گوشه ای از اثر آن را در روحیات، کار، خستگی، حوادث، هنر و ادراک انسان مشاهده می کنیم. باتوجه به اثرات بسیار رنگ در سیستم های مختلف و نقش آن در طراحی و توسعه سیستم های انسانی، ارگونومی و مطالعه ی ویژگی های رنگ ها، اثرات آن بر انسان و روانشناسی او و فرآیند دریافت و تحلیل رنگ ها، برای مهندسان صنایع و طراحان سیستم های صنعتی-خدماتی لازم است. پژوهش دانشمندان نشان می دهد، رنگ ها همان گونه که بر روح و روان آدمی تأثیرات گوناگونی می گذارند، جسم او را نیز تحت تأثیر قرار می دهند.

 

رنگ و زندگی حرفه ای:

الف) رنگ و لباس های اداری: لباسی به رنگ خاکستری تیره، مشکی یا آبی سیر بپوشید تا شخصی موفق، آگاه و جدی بنظر برسید. پیراهن سفید و ساده احترام و رسمیت را برای شما به ارمغان خواهد آورد. پیراهن بژ و یا غیر سفید، چهره محافظه کارانه ملایم تری را از شما ارائه خواهد نمود.

ب) رنگ و دفتر کار: دیوارهای آبی کمرنگ نسبت به سفید بیشتر تولید آرامش نموده و بیشتر جلب توجه می کند. اسباب اثاثیه زرشکی یا ارغوانی تیره محیط کارشما رامجلل جلوه خواهد داد.

پ) ارتباط و وابستگی: اگر دقت کرده باشید لباس افراد پلیس و نظامی معمولاً برنگ آبی یا سبز تیره انتخاب می شود چون این رنگ ها نشانه قدرت و ابهت می باشند. در بیمارستان ها معمولا" از ملافه و البسه سبز کمرنگ استفاده می شود. چرا که این رنگ اثری تسکین دهنده و آرامش بخش دارد.

ت) مزایای تبلیغاتی: رستوران ها و اغذیه فروشی ها اغلب برای جلب توجه بیشتر از رنگ های قرمز و زرد استفاده می کنند. این گونه رنگ ها به وضوح دیده می شوند و بیشتر به یاد مردم می مانند.

 

رنگ و طراحی:

معمولاً دکمه های حساس و اعلان خطر و یا اهرم های توقف اضطراری، به رنگ قرمز می باشند. برعکس رنگ سبز نشانه عبور و امنیت است. در طراحی بسیاری از وسایل به کاربردن رنگ های مختلف در قسمت های گوناگون برای گویاتر ساختن وظایف، امری اجتناب ناپذیر است.

 

رنگ و ساختمان:

به کاربردن رنگ های سرد برای اجزای اتاق خواب مکانی به دور از تنش و آرامش بخش را برای خوابی شیرین برای شما فراهم می کند. دیوارهای اتاق خواب را برای ایجاد آرامش به رنگ های سرد و ملایم مانند آبی رنگ آمیزی کنید. رنگ سفید و یا کرمی برای قسمت پذیرایی و نشیمن می تواند موجب راحتی اعصاب گردد.

- در نمای بیرونی ساختمان ها اگر از دو رنگ متضاد (روشن و تیره) استفاده شود موجب زیبا تر شدن نما می شود.

- درساختمان های تجاری و اداری استفاده از رنگ سفید، قرمز تیره و نارنجی توصیه می شود.

 

رنگ و خودرو:

اتومبیل مشکی نشانه تمایل به گمنامی است. برخی رنگ های به خصوص، به ویژه آبی و قرمز حاکی از خودنما بودن راننده است. انتخاب رنگ نقره ای یا طلایی می تواند بیانگر ثروت و دارایی باشد. رنگ سفید نشانه ی صلح و آرامش و شادی است و رنگ سبز نشانه ی آرامش و احتیاط شما می باشد.

 

رنگ و زنان:

خانم ها همواره در هر زمینه ای به دنبال فانتزی ترین رنگ هستند: خودروی آلبالویی قرمز، جعبه کادوی صورتی، عروسک سفید و.... زنان نسبت به افرادی که به رنگ آبی لباس می پوشند احساس راحتی و اعتماد بیشتری می کنند. به خانم ها یک شاخه رز قرمز به نشانه عشق و علاقه بدهید تا بهترین تأثیر را از لحاظ عاطفی بر آنان بگذارید.

رنگ در طراحی وب:

یک صفحه وب نیز باید بتواند علاوه بر انتقال مطالب، احساس طراح وب آن صفحه را نیز بیان کند. این کار را رنگ ها در طراحی وب انجام می دهند.

 

آراستگی ظاهری جسم 

اکثر اجسام در معرض عوامل مخرب محیطی، نظیر شرایط جوی و آلودگی هوا، مواد ساینده، روغن و گرد وغبار، هستند. دراغلب موارد نمی توان از آلودگی سطح اجسام جلوگیری کرد، در این شرایط می توان با بهره گیری از ترکیب مناسب رنگ ها، اثر آلودگی و کثیفی را در جسم کم کرد. سه روش برخورد با رنگ دراین مواقع وجود دارد:

1- رنگی را انتخاب کنیم که با رنگ عوامل آلوده کننده، سازگار باشد؛ در این روش، هدف این است تا جسم مستعمل به نظرنیاید.

2- رنگی انتخاب شود که حتی درصورت اختلاط جسم با عوامل آلوده کننده، همچنان ظاهری قابل قبول داشته باشد. رنگ های یشمی و خاکستری از این دسته رنگ ها هستند.

3- رنگی انتخاب شود که به محض آلوده شدن، ظاهری ناخوشایند پیدا کند و استفاده کننده را مجبور کند که جسم را به سرعت تمیز کند. هویت و شناسایی اجسام خاصی تنها با برخی رنگ ها شناخته می شوند؛ مثلاً درخودروها، رنگ زرد اغلب تداعی کننده ی تاکسی، در ذهن بیننده است. در طراحی اجسام این مورد بسیار مهم است. رنگ درمانی رنگ درمانی یا درمان دردها به وسیله رنگ ها مقوله ایست که به علم پزشکی پیشرفته امروزی مربوط می شود، درد در بدن انسان ایجاد می شود و و درمانش نیز در خود انسان و در جهان هستی است. لذا تأثیر پذیری از رنگ ها برای درمان مشکلات فیزیکی و روانی مقوله ایست که امروزه درمیان روانشناسان تثبیت شده و از این طریق بسیاری از مشکلات را درک می نمایند و تلاش وافری در رفع آن می کنند.


محاسبه سال خورشیدی تا پیش از پیدایش تاریخ جلالی

محاسبه سال خورشیدی تا پیش از پیدایش تاریخ جلالی

دانلود رایگان

مقاله , آموزش , علمی , تاریخی


PMEDIA/مقاله , آموزش , علمی , تاریخی/


محاسبه سال خورشیدی تا پیش از پیدایش تاریخ جلالی در سال ۴۶۷ یا ۴۷۱ به این ترتیب بود که سال را به دوازده ماه سی روزه تقسیم می‏کردند که جمعا ۳۶۰ روز می‏شد. پنج روز باقی مانده را در پایان آبان‌ماه یا اسفندماه بر آن می‏افزودند که جمعا ۳۶۵ روز می‏شد. با این حال پنج ساعت و ۴۸دقیقه و ۴۵/۵۱ ثانیه باقی می‏ماند. محاسبه سال خورشیدی تا پیش از پیدایش تاریخ جلالی در سال ۴۶۷ یا ۴۷۱ به این ترتیب بود که سال را به دوازده ماه سی روزه تقسیم می‏کردند که جمعا ۳۶۰ روز می‏شد. پنج روز باقی مانده را در پایان آبان‌ماه یا اسفندماه بر آن می‏افزودند که جمعا ۳۶۵ روز می‏شد. با این حال پنج ساعت و ۴۸دقیقه و ۴۵/۵۱ ثانیه باقی می‏ماند. این زمان در هر چهار سال، یک روز می‏شد و از آنجا که در محاسبه نمی‏آمد، روز اول فروردین در فصول سال تغییر می‏کرد. این ماه‌های خورشیدی نیز در آن زمان، مانند ماه‌های قمری در فصول سال متغیر بود یعنی نوروز در آغاز فروردین واقعی، یعنی نقطه آغاز اعتدال ربیعی قرار نداشت. زمانی که یزدگرد سوم، آخرین شاه ساسانی در سال ۶۳۲ میلادی به تخت نشست، روز نخست سال، یعنی اول فروردین در آن تاریخ، مطابق بود با شانزدهم حزیران (ژوئن)؛ مطابق با ۲۷ خرداد. پس از آن با محاسبه بالا، روز نوروز یا اول فروردین، هر چهار سال، یک روز به عقب می‏آمد. در سال۴۶۷ .ق، روز نوروز مطابق دوازدهم حوت یا اسفند بود. در این سال، ملکشاه سلجوقی، دستور داد تا منجمان، محاسبه دقیقی از سال خورشیدی انجام دهند و روز اول فروردین را معین کنند. بر اساس محاسبه خواجه عبدالرحمان خازنی، اخترشناس مرو، عوض آن که بر اساس محاسبه قبلی، روز واقعی دوازدهم اسفند اول فروردین دانسته شود، اول فروردین را هژده روز جلوتر برده و در ابتدای اعتدال بهاری، یعنی فروردین واقعی قرار گرفت. در محاسبه جدید، هر سال را در چهار نوبت، ۳۶۵ روز محاسبه کرده (دوازده سی روز به ضمیمه پنج روز که در آخر ماه آبان یا اسفند افزوده می‏شد) و سال پنجم را ۳۶۶ روز محاسبه کردند. البته پس از هر هشت دوره چهارساله، سال پنجم را ۳۶۶ قرار می‏دادند. در این محاسبه آن پنج ساعت و اندی نیز در محاسبه می‏آمد. بدین ترتیب، روز نوروز به عنوان نخستین روز فروردین ماه، از آن سال ثابت ماند. بنابر این، نخستین سالی که روز اول فروردین آن دقیقا مطابق آغاز زمان اعتدال بهاری بود، سال ۴۶۷ یا ۴۷۱ بوده است. سال قمری، به عنوان سالشمار پذیرفته شده در آیین‌های دینی در دین اسلام پذیرفته شده و در میان مردم و کتاب‌های تاریخی مرسوم بوده است. در کنار آن، سال خورشیدی به دلیل ثبات آن در تعیین فصول، همیشه به عنوان سال مورد استفاده در کشاورزی و خراج و جز آن، اهمیت خود را حفظ کرده و در تقویم‌ها محاسبه و یاد می‏شده است. تطبیق این دو روز شمار با یکدیگر در فرهنگ‌های مختلف همیشه مورد بحث واقع شده و راه حلهای مختلفی برای آن عرضه شده است. سیری از این تطبیق‌ها در میان تاریخ قمری و خورشیدی را تقی‏زاده مورد بحث قرار داده است. (مقالات تقی زاده، ج ۱۰، گاه شماری در ایران قدیم، فصل پنجم، ص ۱۵۳به بعد). یکبار بجای هر چهار سال، بعد از پنج سال کبیسه می‌شود.( در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز مبنای محاسبه سال خورشیدی بوده و سال قمری نیز در کنار آن به عنوان تقویم دینی مورد تأکید قرار گرفت.




مومیایی کردن در مصر باستان

مومیایی کردن در مصر باستان

دانلود رایگان

مقاله , آموزش , علمی , تاریخی


PMEDIA/مقاله , آموزش , علمی , تاریخی/


مومیایی کردن در مصر باستان اعتقاد به زندگی دوباره یکی از اجزای اساسی مذهب مصری ها بود. در این باره چند نوع تفسیر و توضیح معمول بود . در یکی از این تفاسیر ، مرده در زمینی در بهشت ساکن می شد که ان را سرزمین " یارو " " Yaru" می نامیدند . در این محل که به مزارع مصر بی شباهت نبود ، مرده در صلح و وفور ونعمت زندگی می کرد . بعضی از افراد که قادر نبودند به یارو برسند ، زیرا یارو را اب احاطه کرده بود ، برای یاری گرفتن از حیوانات مقدس نام نویسی می کردند . جیمز هنری بریستد ، مصر شناس ، این سفر را بدین نحو توصیف می کند : " گاهی اوقات شخص متوفی از باز یا لک لک می خواهد تا او را از اب عبور دهند ... گاهی اوقات خداوند خورشید او را سوار بر قایقش حمل می کند . اما اغلب ان ها به خدمات مرد قایقرانی مشهور به " صورت وارو " یا " پس نگر " نیاز دارند ، زیرا او همیشه صورتش را به عقب برگردانده است تا قایقش را به جلو براند . او همه کس را سوار قایقش نمی کند ، بلکه تنها کسانی را قبول می کند که در مورد انها گفته شده باشد : " او ، بر خلاف ظاهرش ، ابلیس نیست " . بر اساس نوشته های بسیاری از مورخان این نخستین بار در تاریخ بوده است که مردم به ارتباط کیفیت زندگی پس از مرگ با اعمال و رفتار دوران زندگی اعتقاد داشته اند . بعدها ، مصریها به این باور رسیدند که مردگان نیک در جهان زیرین به" ازیرویس " ( خدای دنیای مردگان ) می پیوندند و تنها فرعون مقتدر و خانواده اش همراه با تعداد کمی از اشراف و صاحب منصبان بالا قادرند به زندگی پس از مرگ برسند . حتی کسانی که در دایره نزدیکان حاکم بودند نمی توانستند به جهان زیرزمین برسند ، مگر اینکه حاکم انها را هدایت می کرد . به این ترتیب ، به منظور نزدیکی به روح فرعون ، اشراف ارامگاهایشان را تا حد امکان نزدیک به ارامگاه فرعون می ساختند و معمولا فرعون ، زمین و مواد لازم را برای ساختن آرامگاه در اختیارشان قرار می داد . مصری های عادی که نمی توانستند به زندگی دوباره برسند ، مردگانشان را در حفره های کم عمق در شن در کنار آرامگاه فراعنه و اشراف دفن می کردند . مصریان باستان معتقد بودند که که روح فرعون برای سفر به زندگی دوباره به یک کالبد نیاز دارد . ، به علاوه اگر اجازه داده می شد تا بدن بعد از مرگ بپوسد ، روح یا "کا " محکوم می شد تا ابد به تنهایی بگردد . مصری ها می خواستند از سفر موفق حکمرانشان به جهان دیگر مطمئن باشند ، جایی که بر اساس اعتقاد انها حاکم می توانست امنیت مردمش را برای ابد تضمین کند . به همین دلیل انها شیوه خاصی را به نام مومیایی کردن ابداع کردند که پیکر فرعون و و نیز اعضای خانواده او و اشراف برگزیده را که اجازه ورود به دنیای زیر زمین را داشتند ، حفظ می کرد. "مصریان باستان معتقد بودند قلب شخص مرده را خدایان وزن می کنند ، تا ارزش شخص برای زندگی بعدی تعیین شود". هنگامی که فرعون می مرد ، مستخدمان بدن او را به معبدی نزدیک آرامگاهش می بردند . ابتدا کاهن حنوط کننده بدن حاکم را به آرامی روی میز باریک قرار می داد و اندام های داخلی اش را تخلیه می کرد تا مانع پوسیدگی شود . سپس از طریق بینی با یک قلاب دراز مغز را قطعه قطه خارج می کردند . تنها اندامی که برداشته نمی شد ، قلب بود ، زیرا گمان می رفت که مرکز روح باشد . بعد از تخلیه اندامها ، بدن فرعون با شراب خرما شستشو داده می شد و با صمغ مُرّ ( ماده ای که از نوعی درخت خاص به دست می اید و برای عطر سازی استفاده می شود ) ( کهربا ) و عطر ، پَُر و دوباره دوخته می شد . سپس حنوط گران ان را با "نَترون " ( سلیکات سدیم والومینیوم ) ، نوع خاصی از نمک ، می پوشاندند تا مایعات درون بافتهای بدن خشک شود . بعد از هفتاد روز بدن خشک شده را در رود نیل می شستند و روی پوست روغن وموم می مالیدند . سپس پیکر را در نوارهایی از کتان نازک می پیچیدند . اگر تمام این عملیات درست انجام می شد ، بر اساس اعتقاد مصریان ، فرعون مرده دوباره به زندگی باز می گشت . یک منبع باستانی می گوید : " پوستت باید به خاطر تو بلند شود ، استخوان هایت باید به خاطر تو باید به هم جوش بخورند ، اجزای بدنت باید خودشان را به خاطر تو گرد هم بیایند . پوستت باید به خاطر تو دوباره جفت شود ." هنگامی که بدن مومیایی می شد ، وقت برگزاری مراسم فرا می رسید . جسد را در سه تابوت بزرگ تو در تو می گذاشتند . سپس هر سه تابوت را در یک تابوت بزرگ تر سنگی می گذاشتند و روی یک پایه تابوت قرار می دادند که به آرامگاه کشیده می شد . کاهنان پیشاپیش یک گروه بزرگ حرکت می کردند ، بخور مّرَُ می پراکندند و دعا می خواندند . بعد از کاهنان ، خانواده فرعون بودند که توسط ملکه گریان هدایت می شدند . او برای نشان دادن اندوهش روی صورتش گِل می مالید و پیراهنش را پاره می کرد . در پایان صف طویلی از عزاداران شامل خویشاوندان وکارگزاران دربار می امدند . مستخدمان لباس ها ، غذا ، اسلحه ، جواهرات ، اسباب و اثاثیه و سایر لوازمی را که فرعون در زندگی بعدی استفاده می کرد ، حمل می کردند . بعد از قرار دادن فرعون در آرامگاه ، کاهن اعظم ، مراسم نهایی را به جا می اورد که با این کلمات پایان می یافت : " تو دوباره زندگی خواهی کرد ، تو همیشه زنده می مانی ، تو دوباره جوان می شوی ، تو دوباره جوان هستی برای همیشه ." برای تغذیه روح فرعون پس از مرگ ، کاهنان خاصی ائین مذهبی را در معبد سوگواری مجزایی اجرا می کردند


سينما در سال هاي آغازين

سينما در سال هاي آغازين

دانلود رایگان

مقاله , آموزش , علمی , تاریخی


PMEDIA/مقاله , آموزش , علمی , تاریخی/


سینما در سی سال اول عمر خود رشد بی‌سابقه‌ای را شاهد بوده است. این رسانه که کار خود را در گام نخست در چند شهر بزرگ، ‌مانند نیویورک و پاریس و لندن و برلین آغاز کرده بود با سرعتی شگفت‌انگیز راه خود را در سراسر جهان گشود. هر کجا که استقرار یافت تماشاگران بسیار را به خود جلب کرد و گوی سبقت را از دیگر ابزارهای سرگرمی ربود.

سينما در سال هاي آغازين

همچنان که تعداد تماشاگران سینما فزونی می‌یافت تعداد مکان‌هاي نمایش نیز بیشتر می‌شد. در دهه 1920، ‌سالن‌های نمایشی برپا گردید و در شکوه و رفاه با بهترین تئاترها و تالارهای اپرا کوس برابری می گذاشت. در همین حال خود فیلم‌ها نیز راه کمال را می‌پیموند.

هرچند پیشتازان فرانسوی و آلمانی و آمریکایی و انگلیسی همگی در اختراع سینما دست داشتند، ‌اما انگلیسی‌ها و آلمانی‌ها در استفاده جهانی آن نقش کمتری داشتند و فرانسویان و آمریکایی‌ها پرشورترین صادرکنندگان این اختراع جدید بودند.

درعرصه هنری نیز فرانسوی‌ها و آمریکایی‌ها پیشتاز بوند و با انکه در سالهای قبل از جنگ حهانی اول روسیه ، ‌ایتالیا و دانمارک نیز در این زمینه‌ها پیشتاز بودند ولی سرانجام آمریکا در همه زمینه‌ها به پیش افتاد و در هنر و صنعت حرف اول رامی‌زد.

با آغاز جنگ جهانی اول حاکمیت سینمای آمریکا، ‌دست کم بر جریان اصلی این رسانه قطعیت یافت.

نکته‌ای را باید در نظر بگیریم که سینمای صامت به این معنا است كه فیلمی كه پخش میشده صدایی نداشته ولی در کنار آن موسیقی و یا در کشورهایی مانند ژاپن گفتگوها یا تفسیر فیلم را همزمان اجرا می‌کردند.

این فرایند تحولی در سینما از 1895 تا 1906 با تولید فیلم‌های بیست و چند ثانیه‌ای و از 1907 تا 1913 با تبدیل شدن آن به یک صنعت و بردن این میراث توسط هالیوود از 1914 به بعد ادامه پیدا کرد.


هالیوود

با شروع جنگ جهانی اول صنعت سینمای اروپا لطمه سنگینی خورد و هالیوود به رقیب بلامنازع فیلم‌سازی جهان تبدیل شد. در این سالها سینما بصورت یک صنعت شناخته می‌شد. هالیوود قدرت کاملی داشت و روش‌های فیلم‌سازی را هم هالیوود تعریف می‌کرد.

ظهور هالیوود را باید ناشی از ناکامی کمپانی انحصارات تصاویر متحرک در انحصاری کردن حرفه فیلم دانست. این کمپانی ائتلافی بود از ده تولید کننده عمده فیلم و سازنده دوربین و دستگاه نمایش در آمریکا و اروپا كه 1908 برای بالا بردن قیمت تولیداتشان تشكيل شد.

اما برای این کمپانی حفظ این وضعیت دشوار بود و طی دوره 1909-1914 تهیه کنندگان مستقل مانند کارل لامل و ویلیام فوکس قد علم کردند و بذرهای آنچه بعدها هالیوود نامیده شد را پاشیدند.

دولف زوکر پارامونت را بوجود آورد؛ مارکوس لوئف آنچه را که بعدها به مترو-گلدین‌ مایر بدل گشت ایجاد کرد؛ و ویلیام فوکس شرکت بزرگ فیلم‌سازی خود را بنا نهاد.

تولید و توزیع فیلم تنها دو رکن مهم از سه رکن اصلی قدرت نهادی هالیوود را تشکیل می‌داد. قدرت‌های سینما می‌دانستند که پول از گیشه سینماها ‌می‌آید و لذا برای تسلط بر نمایش اقداماتی را صورت دادند. اگر هالیوود در ابتدا شامل تعدادی استودیو در کالیفرنیا و دفاتر پخش درسراسر جهان بود، ‌اکنون شبکه‌ای از کاخ‌های سینمایی را نیز در خیابان‌های اصلی شهرهای بزرگ نیز در بر می‌گرفت.

کاخ سینمایی چیزی فراتر از سالن سنما بود. شکوه معماری و حضور کنترل‌چی‌ها احساس بودن در سرزمینی خیالی را ایجاد می‌کرد.




وصیتنامه داریوش کبیر

وصیتنامه داریوش کبیر

دانلود رایگان

مقاله , آموزش , علمی , تاریخی


PMEDIA/مقاله , آموزش , علمی , تاریخی/


اینك كه من از دنیا میروم بیست وپنج كشور جزو امپراتوری ایران میباشد ودر تمام این كشورها پول ایران رواج دارد.و ایرانیان در آن كشورها دارای احترام میباشند و مردم كشور ها نیز دارای احترام هستند.

جانشین من خشایارشا باید مثل من در حفظ این كشورها بكوشد و راه نگهداری این كشورها این است كه در امور داخلی آنها دخالت نكند و مذهب و شعائر آنها رامحترم بشمارد .

اكنون كه من از دنیا می روم تو دوازده كرور در زردرخزانه سلطنتی داری و این زر یكی از اركان قدرت تو میباشد. زیرا قدرت یك پادشاه فقط در شمشیر نیست بلكه به ثروت نیز هست البته به خاطر داشته باش كه تو باید به این ذخیره ها یبافزایی نه كه از آن بكاهی.من نمیگویم كه از آن برداشت نكنی زیرا قاعده این زر این است كه هنگام ضرورت از آن برداشت كنند. اما در اولین فرصت آنچه را كه برداشتی به خزانه برگردان.

مادرت آتوسا بر من حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم كن.

ده سال است كه من مشغول ساختن انبار های غله در نقاط مختلف كشور هستم و من روش ساختن این انبارها كه از سنگ ساخته میشود به شكل استوانه است , در مصر آموختم .چون انبار ها پیوسته تخلیه میشود حشرات در آن بوجود نمی آیند و غله در این انبارها سالها می ماند. بدون اینكه فاسد شوند. وتوباید بعد از من به ساختن انبار های غله ادامه دهی تا اینكه همواره آذوقه دو یا سه سال كشور در انبارها موجود باشد و هر سال بعد از اینكه غله جدید بدست آمد از غله موجود در انبارها برای تامین كسری خواربار استفاده كن و غله جدید را بعد از اینكه بو جاری شد به انبار منتقل نما. بدین ترتیب تو هرگز برای آذوقه در این مملكت دغدغه نخواهی داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشكسالی شود.

هرگز دوستان وندیمان خود را به كارهای مملكتی نگمار. برای آنان همان مزیت دوست بودن با تو كافیست.چون اگر دوستان و ندیمان خود را به كارهای مملكتی بگماری و آن به مردم ظلم بنمایند و استقاده نا مشروع كنند نخواهی توانست آنهارا مجازات كنی چون با تو دوست هستند و تو ناچاری رعایت دوستی نمایی.

كانالی كه من میحواستم بین شط نیل و دریای سرخ بوجود بیاورم هنوز به اتمام نرسیده و تمام كردن این كانال از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد و تو باید آن كانال را باتمام برسانی و عوارض عبور كشتی ها از آن كانال نباید آنقدر سنگین باشد كه ناخدایان كشتی ها ترجیح بدهند كه از آن عبور نكنند.

اكنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا اینكه در این قلمرو ایران , نظم وامنیت برقرار كند. ولی فرصت نكردم سپاهی به یونان بفرستم و تو باید این كار را به انجام برسانی. با یك ارتش نیرومند به یونان خمله كن و به یونانیان بفهمان كه پادشاه ایران قادر است مرتكبین فجایع را تنبیه كند.

توصیه میكنم هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده. چون هردوی آنها آفت سلطنت هستند و بدون ترحم دروغگو را از خود دور كن.

افسران و سربازان ارتش را راضی نگهدار و با آنها بدرفتاری نكن.اگر بد رفتاری كنی آنها نخواهند توانست معامله متقابل كنند. اما در میدان جنگ تلافی خواهند كرد. ولوبه قیمت كشته شدن جان خودشان باشدو تلافی آنها اینطور خواهد بود كه دست روی دست می گذارند وتسلیم می شوند تا اینكه وسیله شكست خوردن تو را فراهم نمایند.

امر آموزش را كه من شروع كردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسندتا اینكه فهم و عقل آنها بیشتر شود وهر قدر كه فهم آنها زیادتر شود تو بهتر میتوانی سلطنت كنی.

همواره حامی كیش یزدان پرست باش ولی هیچ قومی را مجبور نكن كه از كیش تو پیروی كنند و پیوسته به خاطر داشته باش كه هر كس باید آزاد باشدكه از هر كیشی كه میل دارد پیروی كند.

بعد از اینكه من زندگی را بدرود گفتم. بدن من را بشوی و آنگاه كفنی را خود فراهم كردم برمن بپیچان ودر تابوت سنگی قرار بده ودر قبر بگذار. اما قبرم را كه موجوداست مسدود نكن تا هر زمان كه متوانی وارد قبر شوی و تابوت سنگی مرا در آنجا ببینی و بفهمی.

من كه پدر تو و پادشاهی مقتدر بودم و بر بیست و پنج كشور سلطنت می كردم ,مردم و تو نیز مثل من خواهی مرد زیرا سرنوشت آدمی این است كه بمیرد.خواه پادشاه بیست وپنج كشور باشد و یا یك خار كن. اگر تو هر زمان كه فرصت بدست می آوری وارد قبر شوی و تابوت را ببینی.زنهار , زنهار. هرگز هم مدعی و هم قاضی نشو اگر از كسی ادعایی داری موافقت كن كه یك قاضی بیطرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار بدهد و رای صادر نماید. زیرا كسی كه مدعی است اگر قاضی هم باشد ظلم خواهد كرد.

هرگز از آباد كردن دست بر ندار , زیرا اگر دست از آباد كردن برداری كشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت.در آباد كردن , حفر قنات و احداث جاده و شهر سازی را در درجه اول اهمیت قرار بده.

عفو وسخاوت را قراموش نكن وبدان كه عفو فقط موقعی باید بكار بیفتد كه كسی نسبت به تو خطائی كرده باشد واگر به دیگری خطائی كرده باشد و تو خطا را عفو كنی ظلم كرده ای .

بیش از این چیزی نمی گویم و این اظهارات را با كسانی كه غیر از تو در این جا حاضرند كردم تا اینكه بدانند قبل از مرگ من توصیه ها را كرده ام و اینك بروید و مرا تنها بگذارید زیرا احساس می كنم مرگم نزدیك شده است.




خطاي چشم انسان

خطاي چشم انسان

دانلود رایگان

مقاله , آموزش , علمی , تاریخی


PMEDIA/مقاله , آموزش , علمی , تاریخی/


خطاي چشم انسان چاپ ارسال به دوست
22 اسفند 1384 ساعت 15:36

خطاي چشم انسان بهترين راه طراحي است ..

از افرادي كه ناراحتي بينايي دارند اكيداْ
خواهش مي كنم از مشاهده اين مقاله بپرهيزند

 با سلام به تمامي دوستان و دوست داران گرافيك
در ابتدا از شما خواهش مي كنم متن زير را كه به انگليسي نوشته شده است بخوانيد‌:

Aoccdrnig to rscheearch at an Elingsh uinervtisy, it deosn't mttaer in waht oredr the ltteers in a wrod are in. The olny iprmoetnt tihng is taht the frist and lsat ltteers are in the rghit pclae. The rset can be a toatl mses and you can sitll raed it wouthit a porbelm. Tihs is bcuseae we do not raed ervey lteter by it slef but the wrod as a wlohe 


اگر به زبان انگليسي مسلط باشيد ، من مطمئن هستم شما ، متن بالا را به راحتي خوانده ايد. در حالي كه متن بالا از نظر املايي كاملاْ اشتباه مي باشد. اگر دوباره به كلمات دقت كنيد
مشاهده خواهيد كرد كه 90درصد كلمات اشتباه مي باشند. اما چرا شما به راحتي توانستيد آنها را بخوانيد ؟ به يك مثال ديگر توجه كنيد :

بر طبق تقحيقات در دانشگاه در انگسلتان ، مشلكي ندارد كه حروف در تربتب خود در يك كلمه قرار گرتفه بانشد يا خير. مهتمرين قسمت حروف اول و آخر كمله هسنتد كه مي بايست در جاي خود قرار گرتقه بانشد. باقي حروف مي توانند به صورت نامظنم در كمله قرار بگريند ولي شما باز هم مي توايند آنها را بخوايند. اين بدان خاطر است كه ما تك تك حروف را نمي خواينم و تنها يك كلمه را به صورت يكباره مي خواينم.


خطاي چشم انسان و عادت كردن آن به كلمات باعث مي شود تا شما ، به راحتي متن بالا را نيز بخوانيد ! با وجود اينكه پر از غلط املايي است ! حال ممكن است از خودتان سوال كنيد اين مبحث چه ربطي به گرافيك دارد ؟ برويد پايين صفحه ... جواب آنجاست ...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
در طراحي اين تصوير تماماْ از خطوط صاف و مستقيم استفاده شده است. اما شما در زمان مشاهده آن فكر مي كنيد خطوط مياني اين تصوير قوس دارند. اگر باورتان نمي شود با خط كش
امتحان كنيد !

خطای چشم انسان

.
.
.
به اين تصوير هم كه خوب نگاه كنيد مي بينيد كه نقطه ها حركت مي كنند !!! اين يك تصوير ثابت است ، اگر باور نداريد آن را چاپ كنيد (Print) و در جلوي چشماتان قرار دهيد. باز هم مشاهده خواهيد كرد كه نقاط حركت مي كنند !!!

خطای چشم انسان

.
.
.
.
اونهايي كه از مار مي ترسند شايد با ديدن اين تصوير ياد مار بيافتند !!! اما اينها همگي نقاط ثابت هستند. هيچكدام متحرك نيستند. اما چشم پرخطاي شما آنها را متحرك مي بيند !

خطای چشم انسان

.
.
.
.
خوب حالا نتيجه چيست ؟
نتيجه اين است كه شما الان يك معيار خطاي چشم داريد كه توسط آن مي توانيد طرحهاي خيره كننده و جالبي درست نماييد كه با خطاي چشم انسان بسيار زيباتر ديده شوند ! گرافيك خوب چيزي نيست جز طرحي كه مورد علاقه چشم انسان باشد.

اين هم چند تصوير ديگر :

 خطای چشم انسان

خطای چشم انسان

خطای چشم انسان

خطای چشم انسان

امیدوارم چشم های شما در زمان مشاهده این مقاله زیاد قیری ویری نرفته باشند!





رسانه دانلود رایگان
سه ساله شد PMEDIA
بیشترین جستجو ها :دانلود رایگان فیلم - بازی فلش - دانلود

  صفحه اصلی تبادل لینک نقشه سایت آرشیو لینک به ما
آخرین مطالب
بیشتر >>

لینک ها
مجله کامپیوتر و فناوری اطلاعات
سایت حلزون
سافت مدیا | Softmedia
مرکز دانلود نرم افزار
دانلود کتابهای کامپیوتری رایگان
دانلود کامل
عکسهای عاشقانه و رومانتیک
دانلود فیلم
دانلود فیلم و عکس
قدرتمندترین سایت دانلود ایرانیان
:: سایت بزرگ 059 ::
دانلود فیلم و بازی
بزرگترین گالری عکس و مدل لباس
پايگاه تخصصي دانلود نرم افزار
سایت تفریحی و سرگرمی سیکما
گالری عكسهای كمیاب لورفته
.:: پادشاه کامپیوتر ::.
به روز ترین سایت ایرانی
تـرفــنــد ســیــتــی
بهترين و به روزترين ابزار رايانه
اولین دانشنامه کامپیوتر ایران
روي خط حاشيه

استودیو طراحی وب پاسارگاد گرافیک

پویا صادقی 

دانلود فیلم

 
 Internet Movie DataBase ویکیپدیای پارسی
 گوگل پارسی 
Persian DMOZ
 پی سی دانلود 
دانلود رایگان فیلم 
اخبار فناوری اطلاعات
WebGozar سيستم آمارگيری فارسی